راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٠٠ - معجزات و شواهد صدق آن حضرت
دست طلحه كه مدتها شل بود، در روز جنگ احد موقعى كه پيامبر صلى الله عليه و آله دست كشيد، براى هميشه بهبود يافت.«٢٩٩»
پيامبر صلى الله عليه و آله از زنى خواستگارى كرد، پدرش به خاطر اين كه جواب رد بدهد، بهانه گرفت و با اين كه پيس نبود، گفت: پيس است، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: پس بگذار همچنان باشد! آن زن مبتلا به پيسى شد و او همان امّ شبيب معروف به ابن البرصاى شاعر است.«٣٠٠»
و آيات و معجزات بسيارى ديگرى از آن حضرت نقل است، كه تنها به روايات مستفيض بسنده كرديم.
مىگويم: از جمله مطالبى كه از طريق اهل بيت عليهم السّلام نقل شده، خبر دادن پيامبر صلى الله عليه و آله از شهادت مولايمان امير مؤمنان عليه السّلام است و اين كه در ماه رمضان بر سر مباركش ضربت مىزنند و محاسن شريفش از خون سرش رنگين مىشود،«٣٠١» و خبر از شهادت نوادگانش، حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام كه حسن عليه السّلام را مسموم مىكنند و حسين عليه السّلام در سرزمين كربلا پس از شهادت يارانش، تنها و بى كس كشته مىشود.«٣٠٢» و اين كه پاره تن او در توس دفن مىشود، اشاره به مولايمان امام رضا عليه السّلام دارد.«٣٠٣» و امامان پس از وى دوازده نفرند و نام يكايك آنها را برده است.«٣٠٤» و اين كه امير مؤمنان عليه السّلام بعد از رحلت آن
«٢٩٩» در هيچ ماءخذى به اين داستان برخورد نكردم .
«٣٠٠» اين داستان را ابن جوزى در التفتيح نقل كرده و نام آن زن را جمرة بنت حرث بن عوف مازنى دانسته و دمياطى نيز از او پيروى كرده است . در قاموس آمده است كه برصا لقب امّ شبيب شاعر است كه اسمش امامه يا قرصافه بوده است .
«٣٠١» اين خبر را صدوق در امالى ضمن خبرى طولانى در ص ٦٩ روايت كرده و حاكم در مستدرك ج ٣، ص ١١٣ و طبرانى و ابويعلى » به طورى كه در مجمع الزوائد ج ٩ / ١٣٦ آمده » نقل كرده اند.
«٣٠٢» اين مطالب را صدوق در امالى ، ص ٧١ و در مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٨٨ از طبرانى در الكبير و الاوسط روايت كرده است . و نيز در امالى صدوق ص ٧٠ و مستدرك حاكم ج ٤، ص ٣٩٨ و الدلائل ابونعيم ص ٢٠٢ خبر دادن پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) از شهادت امام حسين عليه السلام آمده است .
«٣٠٣» اين حديث را صدوق در عيون ، ص ٣٦٢ روايت كرده است .
«٣٠٤» اين مطلب را شيخ سليمان حنفى در ينابيع ، باب ٧٦ از كتاب فرائد السمطين حموينى به نقل از مجاهد، و ابن عباس ضمن حديث آمدن نعثل يهودى خدمت پيامبر و سؤ الش از وى نقل كرده است و در كمال الدين صدوق ، ص ١٥٠ نقل شده است .