راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٠ - سخن و خنده پيامبر صلى الله عليه و آله
گويند: سخن پيامبر صلى الله عليه و آله از سخن همه مردم موجزتر بود و جبرئيل سخن موجز بر او نازل مىكرد و هر چه مىخواست در كلام موجز جمع مىكرد و به كلمات جامع تكلم مىفرمود: نه زياد و نه كم، سخنانى در پى هم و مرتبط. بين دو جمله توقّفى داشت تا شنونده بفهمد و درك كند«١٠٦» و صدايش رسا و از همه مردم خوش نواتر بود.«١٠٧»
بيشتر سكوت مىكرد و جز به هنگام نياز سخن نمىگفت.«١٠٨» حرف ناروا نمىزد و در وقت خشم و خشنودى جز سخن حق بر زبان نمىآورد.«١٠٩» و از كسى كه سخن ناپسند مىگفت، روى برمىگرداند.«١١٠» اگر مطلب ناپسندى را ناگزير بود كه بگويد، آن را در قالب كنايه مىفرمود.«١١١» و چون ساكت مىشد همنشينانش سخن مىگفتند و كسى در خدمت آن حضرت مشاجره نمىكرد«١١٢» و از روى حقيقت و خيرخواهى نصيحت مىفرمود،«١١٣» و مىگفت: «قسمتى از قرآن را با قسمت ديگر مخلوط نكنيد زيرا قرآن به چند گونه نازل شده است.»«١١٤»
«١٠٦» اين حديث را ترمذى در الشمائل از قول هند بن ابى هاله و صدوق در المعانى ، ص ٨١ نقل كرده اند.
«١٠٧» به سند اين حديث برخورد نكردم اما حديثى به اين مضمون از مسلم خواهد آمد.
«١٠٨» اين حديث را ترمذى در الشمائل از قول هند بن ابى نقل كرده است .
«١٠٩» اين حديث را حاكم در المستدرك ، ج ١ / ١٠٥ و ابوداوود در السنن ، ج ٢ / ٢٨٦ از عبداللّه بن عمر نقل كرده گويد: من هر چه از رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) مى شنيدم ، مى نوشتم ؛ زيرا مى خواستم آنها را حفظ كنم ولى مردم قريش مانع شدند و گفتند: تو همه چيز را مى نويسى در حالى كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) بشر است و در وقت ناخشنودى و خشنودى سخنانى بر زبان مى آورد. اين بود كه من از نوشتن خوددارى كردم ، بعدها اين مطلب را به پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) عرض كردم ، با انگشت به دهان مباركش اشاره كرد و فرمود: ((بنويس ، به خدا قسم كه از اين دهان جز حرف حق بيرون نمى آيد.))
«١١٠» اين حديث را ترمذى ضمن حديث طولانى با اين عبارت آورده است : يتغافل عمالا يشتهى .
«١١١» حديثى را بخارى در كتاب الطلاق از صحيح خود، ج ٧، ص ٥٥ نقل كرده است كه پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) در مورد همسر رفاعه قرطنى فرمود: ((نه ، مگر اين كه تو حلاوت او را بچشى و او حلاوت تو را)) كنايه از همبستر شدن زن و شوهر.
«١١٢» اين حديث را ترمذى در الشمائل نقل كرده است .
«١١٣» مسلم در ج ٣، ص ١١ از قول جابر نقل كرده است كه پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) وقت سخنرانى چشمانش قرمز و صدايش به قدرى بلند مى شد كه گويى (فرمانده ) به سپاه هشدار مى دهد. مى فرمود: ((صبح و شامتان ...))
«١١٤» اين حديث را طبرانى از حديث عبداللّه بن عمر با سندى حسن نقل كرده است . ((كه قرآن نازل نشده تا شما قسمتى را با قسمتى مخلوط كنيد.)) و در روايتى ((آيا چنين دستورى داريد كه قسمتى از كتاب خدا را با قسمتى در آميزيد.))