راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥٥ - بخشى از اخلاق نيكوى پيامبر صلى الله عليه و آله
بخشى از آداب و اخلاق ارزنده پيامبر صلى الله عليه و آله به روايت ابو البحترى
گويند: رسول خدا صلى الله عليه و آله كسى از مؤمنان را ناسزا نگفت مگر آن كه برايش كفّاره و رحمتى قرار داد«٧٢» و هرگز زن يا خدمتگزارى را نفرين نكرد.«٧٣» حتّى پيامبر صلى الله عليه و آله در حال كارزار بود، عرض كردند: يا رسول الله! چرا آنها را نفرين نمىفرماييد؟ فرمود: همانا من براى رحمت و هدايت مبعوث شدهام نه براى نفرين.«٧٤» و چنان بود كه هر گاه مىخواستند بر كسى، مسلمان يا كافر به طور عام يا خاص نفرين كنند، بجاى نفرين دعا مىكرد.«٧٥» و با دست خود كسى را نزد مگر آن كه در راه خدا باشد. و از كسى كه نسبت به آن حضرت تعدى كرده باشد هرگز انتقام نگرفت مگر آن كه نسبت به حريم الهى تجاوز كرده باشد. و بين دو عمل هرگز مختار نشد مگر آن كه آسانترين آنها را برگزيد، جز در مواردى كه باعث گناه يا قطع رحم مىشد كه در آن صورت از همه كس بيشتر اجتناب مىفرمود«٧٦» و كسى چه آزاد و چه بنده و كنيز، خدمت ايشان نيامد مگر آن كه با او در پى حاجتش حركت كرد.«٧٧»
«٧٢» اين حديث را مسلم ، در ج ٨، ص ٢٥ از قول ابوهريره نقل كرده است .
«٧٣» اين حديث را مسلم در ج ٧، ص ٨٠ از قول عايشه به جاى ما لعن ، ما ضرب ، آورده است و طيالسى در ص ٢١٤ از عايشه نقل كرده : پيامبر، نه دشنام مى داد و نه دشنام مى پذيرفت و ضمن سخن گفتن فرياد نمى كشيد.
«٧٤» اين حديث را مسلم از قول ابوهريره در ج ٨، ص ٢٤ نقل كرده است .
«٧٥» اين حديث را بخارى در ج ٥، ص ٢٢ از قول ابوهريره نقل كرده است ، مى گويد: گفتند: يا رسول اللّه ، قبيله دوس ، هلاك شدند، چون نافرمانى و خوددارى از اجراى فرمان شما كردند. آنها را نفرين كنيد. فرمود: ((خداوندا دوسيان را هدايت كن ، و آنان را ببخشاى .))
«٧٦» اين حديث را بخارى ، در ج ٤، ص ٢٣٠ از قول عايشه نقل كرده است كه گفت : هرگز رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) بين دو امر مخير نشد مگر آن كه آسانتر را اختيار كرد، جز در موردى كه گناه بود. در آن صورت از همه كس بيشتر از آن دورى مى كرد و هرگز رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) براى خودش از كسى انتقام نگرفت مگر آن كه باعث هتك حرمت الهى شده بود كه براى خدا انتقام آن را مى گرفت . اين حديث را مسلم نيز در ج ٨، ص ٨٠ نقل كرده است .
«٧٧» اين حديث را بخارى در پى نوشت خود از قول انس نقل كرده است كه اگر آن كنيز از مردم مدينه بود، دست پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) را مى گرفت تا او را هر طور مايل است آزاد كند. و ابن ماجه اضافه كرده مى گويد: پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) دستش را از دست او جدا نمى كرد تا به هر جاى مدينه كه مى خواست ، آن حضرت را براى كارى كه داشت مى برد. و قبلا گذشت در حديث ابن ابى اوفى كه كبر و غرورى نداشت كه با بيوه زنان و درماندگان راه برود تا حاجتشان را برآورد. اين حديث را دارمى ، در ج ١، ص ٣٥ آورده است .