راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٥٤ - بخشى از اخلاق نيكوى پيامبر صلى الله عليه و آله
نظر خوراك و پوشاك بر آنها برترى نداشت،«٦٧» جز در كار خدايى و يا كارى كه ناگزير بر صلاح خودش بود، وقت را نمىگذراند.«٦٨» به باغهاى اصحابش تشريف مىبرد.«٦٩»
هيچ مستمندى را به سبب بىچيزى و درماندگىاش تحقير نمىكرد، و هيچ شاهى را به سبب سلطنتش اهميّت نمىداد، براى هر دو، در پيشگاه خدا يك نوع دعا مىكرد.«٧٠»
خداوند اخلاق خوب و سياست كامل را در آن حضرت با وجود اين كه بىسواد بود جمع كرد، نه مىتوانست بنويسد و نه بخواند، در مناطق كوهستانى و بيابانهاى خشك«٧١»، در حال گوسفند چرانى و يتيمى كه نه پدر داشت و نه مادر، بزرگ شد. پس خداوند تمام اخلاق نيك و راه و رسم پسنديده و شرح حال گذشتگان و آيندگان، و آنچه را كه باعث نجات و رستگارى در آخرت و غبطه در امر خير و موفقيّت در دنيا بود و با واجب و ترك امور زايد ارتباط داشت به آن حضرت آموخت، خداوند ما را به اطاعت از دستور او و پيروى از رفتار او، موفّق بدارد. آمين ربّ العالمين.
«٦٧» ترمذى در الشمائل از قول ابوسعيد خدرى با سند ضعيف نقل كرده است : ((پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) با خدمتگزاران غذا مى خورد.)) و در الطبقات از قول سلمى و ديگران نظير اين حديث را نقل كرده است .
«٦٨» ترمذى در الشمائل ، ص ٢٤ از حسن بن على (عليه السلام) و صدوق نيز در المعانى نظير اين حديث را آورده است .
«٦٩» اين حديث را ترمذى در السنن ضمن داستان آمدن پيامبر با جمعى از صحابه به خانه ابوالهيثم بن تيهان و ابوايوب نقل كرده و مسلم نيز نقل كرده و بخارى در ج ٨، ص ٢٦ از انس نقل كرده است : ((رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) از خانواده اى از انصار ديدن كرد و نزد آنها غذا خورد.))
«٧٠» بخارى در ج ٧، ص ٩ از حديث سهل بن سعد نقل كرده ، مى گويد: مردى بر رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) گذشت ، پرسيد: چه مى گوييد درباره اين شخص ؟ گفتند: او شايسته است كه اگر از زنى خواستگارى كرد قبول كنند و اگر از كسى وساطت كرد بپذيرد و اگر سخنى گفت ، گوش دهند. مى گويد: سپس پيامبر (صلى اللّه عليه و اله ) ساكت شد، مردى از مستمندان مسلمان گذر كرد، فرمود: درباره اين شخص چه مى گوييد؟ گفتند: سزاوار است كه اگر از زنى خواستگارى كرد، قبول نكنند و اگر واسطه شد، نپذيرند و اگر سخنى گفت ، گوش فرا ندهند، رسول خدا (صلى اللّه عليه و اله ) فرمود: اما اگر تمام روى زمين از اقران آن مردم پر باشد، اين يكى از همه آنها بهتر است . «اما ناترسى پيامبر: او به پادشاهان ، فرمانروايان و به هر ستمگرى بدون ترس و بيم نامه نوشت كه معروف است ، به صحيح مسلم ، ج ٥، ص ١٦٦ و جمهرة رسائل العرب ، ج ١، ص ٣٢ » ٧٢ مراجعه كنيد.
«٧١» در احياء العلوم و بعضى از نسخه هاى اين كتاب ، عوض بلادجبل ، بلاد جهل آمده است .