ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٧ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
ديگر كه به عنوان حقايق مشترك مورد بهره بردارى انسانها در همزيستىهاى معقولشان تلقى شده است . هيچ گروه دينى نزاعى با گروه دينى ديگر در خود حقايق نداشتهاند ، مانند اين كه « خدا به وجود آورنده و فيض بخش عالم هستى است ، و لزوم پيروى از پيشتازان معرفت و صدق و صفا كه به خدا وابستهاند . ابديت كه بدون آن ، زندگى و جهان هستى قابل هيچگونه تفسير و توجيه معقول نمى باشد . آنچه كه موجب تخاصم و تضاد بوده است ، چگونگى برداشت و فهم خصوصيات از اين حقايق بوده است و اين اختلاف در برداشتها از كليات ، جريانيست كه در طرز تفكرات همهء صاحبنظران در قلمرو علوم و معارف و فلسفهها و هنرها نيز جريان دارد يعنى در امور مزبور هم اختلافهاى فراوان در برداشت از اصول و كليات آنها طرقى را پيشنهاد مى كند كه مردم و متفكران در برداشتهاى خود از حقايق ، خودپرستى و كجروى را كنار گذاشته با تفاهيم و تحقيقهاى معقول و مخلصانه در آن برداشتها به نتايج مثبت برسند . مى بايست اين گونه نويسندگان بدانند كه اختلافهاى بىغرضانه از سازنده ترين جريانات معارف بشرى است .
البته نبايد مخفى بماند كه حقيقت نماها غير از حقايق واقعى هستند و چنين نيست كه هر موضوع و هر ايده آلى كه مورد پذيرش و ايمان جمعى از مردم به عنوان حقيقت ، قرار گرفته باشد ، حتما بايد ديگران نيز آن را حقيقت تلقى نمايند ، زيرا همان طور كه گذرگاه تاريخ پر از مسائل علمنما بوده و تدريجا با كوشش انسانهاى محقق ، پرده از روى آنها برداشته شده و واقعيتها از خلاف واقعيتها تفكيك شدهاند ، عقايد مكتبى نيز از همين قرار است ، قطعى است كه همهء آنچه كه در روى زمين در امتداد تاريخ به عنوان مكاتب دينى و معتقدات مسلكى به وجود آمده است ، با منطق علمى و احكام بديهى عقل و وجدان سازگار نمى باشد . بنا بر اين ، بهترين راهى كه بايد براى بازشناسى حقايق پيشنهاد كرد ، تخليه مغز انسانها نيست و همچنين كشيدن قلم بطلان روى همه آنها نيست چنانكه در هيچ برهه اى از تاريخ ديده نشد كه صاحبنظران علوم و معرفت بنشينند و براى تشخيص