ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
< شعر > دست خداوند باغ خلق دراز است بر خسك و خار همچو بر گل و سوسن خون بناحق نهال كندن اويست دل ز نهال خداى كندن بر كن < / شعر > ناصر خسرو قباديانى < شعر > تفرقه در روح حيوانى بود نفس واحد روح انسانى بود مفترق شد آفتاب جانها در درون روزن ابدانها چون نظر بر قرص دارى خود يكيست آنكه شد محجوب ابدان در شكيست روح حيوانى سفال جامده است روح انسانى كنفس واحده است جان گرگان و سگان از هم جداست متحد جانهاى شيرين خداست بر مثال موجها اعدادشان در عدد آورده باشد بادشان چون كه حق رشّ عليهم نوره مفترق هرگز نگردد نور او < / شعر > آرى ، ايمان به حقائق سازنده و حمايت كننده حقوق اصيل انسانها در برابر خود كامگان ، مستلزم خشونت است و چه مقدس است خشونتى كه باعث نجات انسانها از چنگال قدرت پرستان خود پرست مى گردد . مورتى بايد بگويد : آن همه توصيه به عصيان كه مى كند چيست لابد منظورش عصيان در برابر حق و عدل و آزادى نيست ، و الا نام كتابش را رهايى از حق و عدل و آزادى مى گذاشت ، نه « رهايى از دانستگى » بلكه براى مراعات خوانندگان و جلب توجه آنان بايد بگويد : عصيان در برابر ظلم و تعدى .
شش - بايد ديد پاسخ امثال مورتى باين سؤال چيست كه آيا آنچه كه در تاريخ باعث خشونت و تعدى و تجاوز گشته است ، ايمان به خدا بوده است يا خودخواهىها و خود كامگىها امروز يك بچه كلاس ابتدائى هم مى داند كه عامل جنگ جهانى اول و دوم هيچگونه ريشهء مذهبى و ايمانى نداشته است ، بلكه اين دو جنگ ، مانند هزاران جنگهاى خونين ديگر كه تاريخ بشريت را در چند صفحه شرمآور خلاصه مى كنند ،