جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٢٣١ - كتاب الوصايا (من المجلد الاول)
عنوان گفته باشد كه «باقى اموال من بعد از موت من از باقى ورثه باشد»، و اين معنى، وصيتى است كه در متروكات خود كرده كه بعد از او به غير آن دختر از ساير وارث بدهند.
چنانكه ظاهر صورت سؤال همين است. و در اين صورت ظاهر اين است كه ثلث مال او را به ساير ورثه مىدهند و در ثلثين باقى دختر با ساير ورثه شريك است. و اللّٰه العالم.
٩٦: سؤال:
زينب صاحب فراش دو سه يوم قبل از آن كه داعى حق را لبيك اجابت گويد، جميع ما يعرف خود را از املاك و باغات و گوسفند و اثاث الدار و حق الصداق «حتى الوتد فى الجدار» به زوج خود هبه نموده. و يك نفر عمه زادۀ حىّ و يك نفر برادر- كه حال مدت چهل سال شايد متجاوز مىباشد كه مفقود الخبر است- وارث دارد. تركۀ او به عمه زاده، يا زوج، يا برادر مفقود او، [به] كداميك انتقال مىيابد؟ و هبۀ مرض موت صحت دارد يا نه؟.
جواب:
على اى تقدير عمهزاده نصيبى ندارد. و اظهر آن است كه هبۀ زوجه به زوج لازم باشد هر گاه به قبض و تصرف زوج داده باشد. و اظهر آن است كه در مرض موت بودن باعث رجوع به ثلث نمىشود. اللّٰه العالم.
٩٧: سؤال:
شخصى در حين حيات وصيت نموده كه «بعد از آن كه داعى حق را اجابت كردم اموالى كه بعد از من باقى [مى] ماند، اولاد برادر من را از مال من بىنصيب و بى بهره ننماييد». به همين لفظ وصيت نموده. نه تعيين وصى نموده و نه تعيين مقدار بهره.
آيا در اين صورت اولاد برادر متوفى را مىرسد كه ادعاى رسد خود را به عنوان اين وصيت از عموى خود نمايند يا نه؟
جواب:
چون از براى اين الفاظ مقدرى در شرع وارد نشده است بايد رجوع كرد به فهم و تعارف وارث كه از اين عبارت چه چيز فهميده است و اين كه مراد از «بهره بدهيد و نصيبى»، يا «بى بهره نكنيد و بى نصيب نكنيد»، چه چيز فهميده است. يا اين كه متعارف اهل آنجا چه چيز است، آيا مىفهمند كه «اولاد برادر را مثل يكى از وراث [١] خودم حساب كنيد» يا «قليل ملكى بدهيد» يا «قليل باغى بدهيد»، هر گاه يكى از اينها معلوم شود به آن عمل كنند. و اگر اولاد برادر دعوى علم بر وارث كنند كه: تو مراد پدرت را مىدانى، و او انكار كند. قسم مىتوانند داد كه او علم ندارد. و اگر هيچ يك از اينها نباشد و به مصالحه
[١]: در نسخه: اولاد برادرها را مثل يكى از وراث ..