جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٢٥٩ - كتاب الوصايا من المجلد الثانى
تعيين كرده. و اين دلالت نمىكند كه غير آن را (از مصارف كه عايد او شود) نمىخواهد.
و همين قدر در استصحاب كافى است، اگر نگوييم كه علاوه بر اين هم مىتوان ادعا كرد كه: كلام او هم دلالت دارد از باب «دلالت ايماء و اشاره»، مانند دلالت واجب بر وجوب مقدمۀ آن، بنا بر مختار.
چنانكه در آنجا مىگوييم كه: آمر در حال امر متفطن مقدمات واجب نيست، و بخصوص طلب آنها نكرده است. لكن اگر از او بپرسيم كه راضى هستى به ترك مقدمۀ آن، البته انكار رضا مىكند. و هم چنين در اينجا به عنوان جزم مىتوان گفت كه: هر گاه از موصى مىپرسيديم كه اگر به فرضى ممكن نشود كه اين وصيت خاص را به عمل بياوريم، به مصرف خير ديگر براى تو برسانيم يا به وارث بدهيم، البته مىگفت كه به مصرف ديگر برسانيد. و اين دلالت اشاره كه ضم شود به استصحاب و ساير مؤيدات از تتبع نظائر مسأله كه اشاره به بعض آنها شد، قول مشهور قوت تمام مىگيرد.
و از اين تحقيق ظاهر شد اين كه: طلب موصى از وصى مطلب خاصى را كه به عمل بياورد، از قبيل «واجبات مطلقه» است، نه مشروط. و هم چنين وجوب وفاى وصى به مقتضاى وصيت بعد قبول، از باب واجبات مطلقه است. و هر گاه مسلّم شد كه مقدمات طلب مطلق، لازم آن طلب است و مدلول كلام طالب است به دلالت اشاره هر چند مقصود به دلالت نباشد. پس هر گاه موصى طلب كند از وصى كه به فلان مقدار از براى من حج كن، يا به فلان وجه بنده آزاد كن، و معتقد امكان آن باشد، پس هر گاه موقوف باشد عمل آوردن آن به تحصيل مقدمات چند، اين طلب نسبت به آن مقدمات، مطلق خواهد بود، نه مشروط.
پس چنانكه هر گاه موقوف باشد خريدن بنده به آن قيمت خاص به اين كه وجه را به بلد ديگر بفرستند كه در آنجا بهم مىرسد. و تحصيل آن موقوف باشد بر اين، و خطرى هم در راه نيست، لازم است كه وصى اين مقدمه را به عمل بياورد. يا آن كه موقوف باشد خريدن آن به اين قيمت، به اين كه به عنوان سلف در موعد دو سال يا سه سال بخرد ممكن شود، لازم مىشود. و هم چنين هر گاه آن وجه را توان به معامله داد كه به ضميمۀ ربح آن ممكن شود اتيان به آن. و اينها همه داخل مقدمات تمكن است و از باب مقدمه لازم مىشود. و چنانكه از باب مقدمه بر وصى لازم است، از باب مقدمه «مطلوب تبعى موصى» نيز بوده است. هر چند در وقت وصيت متفطن آن نشده باشد.