جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ١٩٠ - كتاب الهبات (من المجلد الثانى)
و اما عطيه و نحله: پس گاهى گفته مىشود و هبه از آن خواسته مىشود. و گاهى گفته مىشود و مطلق اعطاء تبرعى خواسته مىشود، پس شامل وقف و صدقه و هبه و هديه و سكنى و عمرى مىشود. و علامه در تذكره گفته است كه اغلب استعمال نحله در عطاياى به فرزند است. و از صحيحه سابقه زراره [١] ظاهر مىشود مغايرت. و مىتواند شد كه در آنجا نيز ناظر به اين باشد كه علامه گفته است. و از شيخ نقل شده است هبه و صدقه و هديه به يك معنى است. و آن بعيد
مورد نظر هستند كه نه به وسيله شرط و نه به وسيلۀ ذى رحم بودن و نه به وسيله عوض گرفتن از متهب و نه به وسيله اتلاف، هيچ كدام لازم نشدهاند. در اين زمينه و در اين شرايط و اوضاع مىفرمايد آن چه براى رضاى خدا و توقع ثواب داده شده، لازم است.
ب: صحيحۀ محمد بن مسلم- ح ٢ همان باب-: «و لا يرجع فى الصدقة اذا ابتغى وجه اللّٰه. و الهبة و النحلة يرجع فيها ان شاء، حيزت او لم تحز الا لذي رحم فانه لا يرجع فيه». اين حديث دقيقا در مقام تقسيم عوامل لزوم به دو قسم است.
قسم اول: عواملى كه موجب لزوم مواهب و صدقات و هديهها مىشوند و منشاء آنها اراده و فعل و قول طرفين است.
مانند صيغه، شرط، قبض و اقباض، اتلاف.
قسم دوم: عواملى كه موجب لزوم مىشوند و ربطى به اراده و فعل طرفين ندارند. مانند: قصد قربت و نيت ثواب تنها از جانب واهب، و طبيعت خود موضوع كه «هبه به ذى رحم» باشد. اين عوامل به تنهائى عامل لزوم هستند خواه عوامل قسم اول همراه اينها باشند يا نباشد.
ج: صحيحۀ على بن جعفر- باب ٥ ح ٥-: «.. قال: و سألته عن رجل تصدق على رجل بصدقة فلم يجزها، هل يجوز ذلك؟ قال هى جايزة حيزت ام لم تحز قال و سألته عن الصدقة تجعل للّٰه مبتوتة هل له ان يرجع فيها؟
قال: اذا جعلها للّٰه فهى للمساكين و ابن السبيل، فليس له ان يرجع فيها».
اين حديث نيز دقيقا در مقام بيان چگونگى قصد و نيت صدقه دهنده است. همان طور كه نذر واجب و نذر مستحب داريم همين طور هم صدقه دهنده مىتواند قصد وجوب و قصد غير وجوب نمايد، و هر گاه قصد وجوب نكرده مادامى كه صدقه را به قبض نداده (لم يجزها) مىتواند از نيت خود رجوع كند. و اگر قصد وجوب كرده خواه به قبض داده يا نداده در هر صورت حق رجوع ندارد.
اين حديث نيز توجهى به عوامل لزوم طرفين ندارد.
تا اينجا همۀ سخن بر اساس بينش «توقيفيه» بود كه مصنف ((قدس سره)) از جملۀ قائلين به آن است، و بنا بر بينش «امضائيه» بايد گفت همۀ مسلمين از آغاز بعثت تا به امروز در همۀ اعصار و امصار باور داشتهاند و دارند كه صيغه خواندن در صدقه با فقير رفتارى قبيح و ناپسند است و در عين حال همگى تلقىشان بر لزوم صدقه بدون صيغه بوده.
و اين مورد امضاى شارع شده و بوده و هست.
موضوع توقيفيه و امضائيه به طور مكرر در اين مجلدات بحث شده. از آن جمله رجوع كنيد به مسأله شماره ٤١ و ٥٧، از همين مجلد و ٣٤٢ و ٣٤٤، از مجلد اول.
[١]: فرمود «نحلة كانت او هبة». ابواب الهبات، باب ٣ ح ١.