جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٣٥١ - مطلب سوم بعد از آن كه عدم لحوق ولد ثابت شد
زوجۀ ولد صغير يا كبير خود كند، بدون اين كه در اول والد به آنها ببخشد يا به نحو ديگر منتقل كند. آيا صحيح است و لازم است؟ يا نه؟
جواب:
بلى صحيح است و لازم است. و نقل كردن عين به ولد قبل از داخل كردن به صداق ضرور نيست.
١٩٤: سؤال:
حد رضاع را بيان فرمائيد.
جواب:
هر گاه پانزده عدد شير از پستان بخورد كه هر مرتبه سير شود و دست بردارد كه شير زنى ديگر در ميانۀ آنها نباشد، نشر حرمت مىكند. به شرط آن كه شير از ولادت بهم رسيده باشد و خود به خود نباشد، و طفل شير خوار هم از دو سال بيشتر نداشته باشد. و هم چنين هر گاه يك شبانه روز غذاى طفل از آن شير باشد و شير كسى ديگر [را] نخورد، بلكه هيچ ماكول ديگر نخورد، [و] هر وقت از آن شبانه روز كه خواهش شير كند شير سير بخورد از همان زن. و هم چنين هر گاه گوشت طفل از آن شير حاصل شود و استخوان او از آن سخت بشود. به شرط آن كه مستقل باشد شير در اين تأثير كه مخلوط به چيز ديگر نشود و گوشت حاصل از هر دو شود، كه در آن وقت اثرى نمىبخشد. و ثمرۀ اين تقدير سومى كم ظاهر مىشود. و از جملۀ ثمرات آن اين است كه طفل در چندين روز غذاى او منحصر باشد در آن شير، نهايت پانزده عدد شير كه سير بخورد و دست بردارد اتفاق نشده باشد، بلكه هزار مرتبه (مثلا) شير خورد اما هيچ كدام بر آن نهج نبوده. و هم چنين در يك شبانه روز در بين اين هزار شير اتفاق نيفتاده كه بر نهج عادت غذاى آن طفل همين شير باشد به اين نحو كه هر وقت گرسنه شود شير بخورد. و در اين صورت جزم حاصل شدن به انبات لحم و شد عظم ممكن است از براى همه كس، و در كمتر از اين هم ممكن است كه جزم حاصل شود به جهت طبيب حاذق. و دور نيست كه قول يك طبيب حاذق عادل كافى باشد، اگر چه احوط اعتبار دو طبيب است.
و بر هر يك از تقديرات كه در حد رضاع گفتيم، شرط است كه فحل يكى باشد، يعنى شير يك مرد را بخورد.
١٩٥: سؤال:
شخصى از غلات دخترى از شيعۀ اماميه گرفته بود. و آن زن فوت شد.
و بعد از آن، مرد مسلمان شد. و آن زن مادرى دارد. آيا ميراث و مهر او چگونه قسمت مىشود.؟.
جواب:
آن عقد باطل است. و ميراثى از براى شوهر او نمىباشد. ميراث او مال مادر