جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ١٨٦ - كتاب الهبات (من المجلد الثانى)
نيست در هديه به ايجاب و قبول لفظى بلكه فرستادن مهدى به منزلۀ ايجاب است و قبض مهدى اليه به منزلۀ قبول است. زيرا كه هدايا از جانب كسرى و قيصر مىبردند از براى رسول خدا (ص) و هم چنين [از طرف] ساير ملوك پس قبول مىفرمودند و لفظى در آنجا نبود. و حال بر اين منوال باقى مانده تا اين وقت در همۀ بلاد، و از اين جهت است كه هدايا را به دست اطفال مىفرستند كه اعتبارى به لفظ آنها نيست.
بعد از آن نقل كرده از بعض عامه كه اعتبار ايجاب و قبول لفظى كرده، مثل هبه، و اين كه حكايت رسول خدا (ص) از باب اباحه بوده است. بعد از آن گفته است:
جواب داده شده است از اين به اين كه: مردم اين تصرفات را مالكانه مىكردند نه از راه محض اباحه، و هم چنين رسول خدا (ص). بعد از آن گفته است كه: ممكن است اكتفا شود در خوردنىها. نظر به حكم عادت بين الناس. بعد از آن گفته است كه: تحقيق اين است كه خوردنىها و غير خوردنى مساويند، به جهت آن كه مردم غير خوردنى را هم به هديه مىفرستادند. و مشهور است كه جامهها و اسبها از جانب پادشاهان به هديه مىآوردند به جهت آن جناب، و ماريۀ قبطيه كه آن حضرت از او فرزند داشت، از جملۀ هدايا بود.
و بعد از اين كلام [كلام] ديگر دارد اصرح از اين. كه در مقام ردّ بر بعض عامه- كه هدايا را از باب اباحه قرار داده- گفته است: اين صحيح نيست. چون علما اجماع دارند بر اين كه نام اين هديه است و آن را اباحه نمىگويند. و اباحه مختص منافع است. و آن جناب آن اشيا را براى زوجات [خود] مىفرستاد، و جامه [اى] را كه هديه براى او آورده بودند از براى امير المؤمنين (عليه السلام) فرستاد.
و شهيد ثانى [١] بعد نقل كلام اول تذكره (چنين كه ما نقل كرديم) گفته است كه «از اين تحقيق كه علامه گفت ظاهر مىشود كه اكتفا مىكنند به قبول و ايجاب فعلى در هديه». و خود نيز اين را پسنديده و گفته است كه مىتوان اين را هم از بابت معاطات بگيريم كه افادۀ ملك متزلزل كند و مبيح تصرف، و وطى كنيز هم
[١]: در مسالك.