جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ١٦٤ - كتاب الهبات (من المجلد الثانى)
متهب او را در اطاق واهب در دولابه [١] گذاشته و كليد آن دولابه را خود متهب بردارد، آيا اين را تصرف معتبر در شرع مىگويند يا نه؟-؟ و هر گاه واهب يورتى [٢] را به متهب هبه نموده باشد و رفع موانع از تصرف متهب نموده (به اين معنى كه متهب در آن يورت آمد و شد كند و واهب مانع او نشود و لكن واهب به جهت ناخوشى و بيمارى در آن يورت خوابيده باشد) آيا اين را تصرف متهب مىگويند يا نه؟-؟.
جواب:
بلى هبه صحيح است. و اظهر اين است كه در تمام مال صحيح است و منحصر در ثلث نيست. و تصرف و قبض در مطلق هبه شرط است و بدون آن لزومى ندارد. و اگر قبل از اقباض بميرد هبه باطل مىشود. مگر آن كه متهب صغير باشد و واهب ولى [او] باشد كه قبض ولى قبض صغير است و ضرور به قبض على حده نيست. و قبض بعض در لزوم كل كافى نيست. و در منقولات همان اخذ به يد (بخصوص به اين نحو كه در جائى مضبوط كند) كافى است هر چند در خانۀ واهب باشد.
و هم چنين در اقباض يورت تخليۀ يد و رفع مانع از تصرفات كافى است هر گاه به قصد اقباض بوده و خوابيدن خود را در آنجا مانع از تخليه نمىدانسته. و ظاهر اين است كه هر گاه بگويد «خانه از تو و تصرف كن و بيا و برو و لكن من هم چند روزى در اينجا هستم چون بيمارم» يا آن كه در عرف و عادت مضايقه از بودن آن در آن مكان نمىشده و مىگفتهاند كه به تصرف او داده، كافى است. و شايد كه اين از باب اقباض صندوق باشد با وجود آن كه متاع واهب در آن باشد.
٧٣: سؤال:
هر گاه شخصى در طفوليت از بلده [اى] به بلدۀ ديگر رفته باشد، و بعد از توطن مدت پنجاه سال تقريبا، در آن بلد فوت شود. و آن را تركه باشد و در بلدۀ توطن او را وارث نباشد. و در حيات خود هم آن شخص اقرار نموده باشد كه مرا وارثى نمىباشد. آيا بعد از وفات او لازم است كه در قريۀ تولد آن تفحص و تجسس از وارث او بشود تا قطع به وجود يا عدم وارث بهم رسد؟ يا آن كه مال او را به
[١]: دولابه: گنجه كوچك تعبيه شده در ديوار. دولاب، دولابچه، نيز گفته شده.
[٢]: يورت: اطاق.