جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٥١٥ - كتاب النكاح (من المجلد الثانى)
خارج موجود باشد. و در شب آخر شعبان و رمضان كه احتمال دخول ماه نو باشد، هنوز واجب يا حرام وقوع نيافته تا اجتناب از اين و ارتكاب آن لازم باشد. چون اصل عدم خروج ماه است از محاق و تحت الشعاع. و شهر سابق مستصحب است. و اخبار هم دلالت بر آن دارد.
بلى هر گاه اتفاق شد كه ماه رمضان را بالتمام افطار كرد به سبب عذرى، الحال كه قضا بايد بكند بايد تفحص كند. چون جزما غرّۀ ماه را افطار كرده و گاه است كه سلخ شعبان غرّه بوده و ماه رمضان سلخ نداشته.
و اما حكايت امر مولى عبيد خود را كه «هر كس مالك ده دينار است يك دينار تصدق كند»: پس اين هر چند از فروع مسألۀ شبهۀ محصوره نيست، و لكن فهم عرف و عقل مقتضى لزوم تفحص است. و بعد تفحص و عدم حصول علم، به مقتضاى اصل رجوع مىشود. و فروع اين مسأله در احكام شرعيه از حد حصر متجاوز است. و از آن جمله مسألۀ «قاصد مسافت در صورت جهل به مسافت». و مسألۀ «كثير الشك» و «كثير السفر» و امثال آنها كه شارع از براى هر يك حكمى قرار داده، و هر مكلفى كه امر او مردد است ما بين هر يك از اينها، بر او لازم است كه تفحص كند و به مقتضاى آن چه گفتيم عمل كند.
٣٢٢: سؤال:
چه مىفرمايند در خصوص اموال و رخوت و تدارك ديگر كه در بعضى از بلاد متعارف است كه مرد به جهت زنى كه مىخواهد بگيرد قبل از عروسى مىبرد كه زن راضى به تزويج كردن به مرد نمىشود مگر به بردن آن اشياء و لكن در وقت عقد كردن داخل عقد نمىباشد. آيا اين اموال و رخوت را شوهر تسلط دارد كه بعد از تزويج نمودن از زن بگيرد؟ يا نه؟. مكرر از ملازمان عالى فتوى مىرسد كه رخوت زن مال مرد است. آيا هر گاه به اين نحو در بلدى تعارف يافته باشد، زنان طلا و آلات و رخوت و نقد را مالك مىشوند يا نه؟
نظر به آن كه «عقود تابع قصود است» زن راضى به مهر مسمى نگرديده مگر به وفا نمودن شوهر به عهودى كه قبل از تزويج نموده و رخوتى و زيورى و نقدى كه قبل از عروسى و عقد، نزد زن فرستاده. آيا مىتواند شد كه انتقال اين اموال از قبيل حق جعالۀ راضى شدن زوجه به مهر مسمى شود كه داخل يكى از عقود شرعيه باشد؟ يا نه؟ و در