جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٤٥٦ - كتاب النكاح (من المجلد الثانى)
مىرسد كه املاك زيد غايب را از حاكم شرع اجاره نمايد و ضبط كند كه حق زيد غايب مزبور تلف نشود-؟
جواب:
هر چند اظهر اين است كه سخن هند در حين غايب بودن زوج او مسموع است، و لكن اظهر نيز اين است كه «قسم استظهارى» بايد بخورد كه اين عين ملك باقى است بر حقيقت او، و به زوج خود ثانيا منتقل نكرده. و بدون قسم مالك بودن او تمام نمىشود. و مفروض اين است كه هند قبل از قسم خوردن فوت شده، و در آن هنگام دعوى وارث هند به عنوان جزم نخواهد بود. بلكه به عنوان مظنۀ صدق هند است در دعوى او، و قسم هم نمىتواند خورد. پس چيزى كه مثبت دعوى باشد در دست ورثۀ هند نيست.
بلى هر گاه وارث هند به عنوان جزم ادعاى مهر معينى بر غايب بكند و قسم هم بخورد مستحق مهر المثل مىشود، على الاظهر، بلكه دور نيست كه آن چه دعوى مىكند بگيرد، چون معارضى در برابر ندارد، هر چند زايد بر مهر المثل باشد. و قسم او به طريق «نفى العلم» است كه ما علم نداريم كه مورث ما حق خود را گرفته باشد يا بخشيده باشد.
و ولى غايب حاكم شرع است به هر كس مصلحت داند اجاره مىدهد.
٢٨٣: سؤال:
جواب [متن موجود نيست.]
٢٨٤: سؤال:
هر گاه مورثى وفات نمايد كه مهر زنش معلوم نباشد كه چه چيز است.
و ورثه قبول داشته باشند كه آن ممهور است.؟.
جواب:
هر گاه زوجه يا وارث او ادعاى مهر مسمى كنند [بر ورثۀ زوج] و بينه نباشد، زوجه [يا ورثۀ او] بعد از قسم خوردن بر بقاى مهر در ذمۀ زوج، مستحق مهر المثل است (على الاظهر) مگر اين كه ادعاى كمتر از مهر المثل كنند كه در آن وقت مستحق همان قدرند كه ادعا مىكنند.
٢٨٥: سؤال:
هر گاه زن در شب زفاف طلب مهر نكند، حق او باقى است يا نه؟-؟.
جواب:
حق او باقى است و به دخول ساقط نمىشود. بعض اخبار كه دلالت دارد بر
[١] اين سؤال تكرار سؤال ٢٧٤: است. و لذا حذف گرديد فقط موضوع سؤال قبلى «كسى با غلامى» است و موضوع اين سؤال «طفلى با طفلى» است.