اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٦٠ - موجود آزاد
سطح اين آزادى داده شده بدو مىكشاند، اما پيش از اينها لاجرم بايد اشاره كنيم كه اراده انسان، امرى است اكتسابى نه ذاتى. اين مخلوق، از ديدگاه فلسفهاى كه اسلام آن را مرز بندى مىكند و ابعاد آن را روشن مىگرداند، از قدرتى ذاتى، يا آزادى ذاتى و يا احساس مسؤوليت ذاتى بر خوردار نيست، بلكه انسان، ذاتاً ضعيف و فقير است، اين خداوند تبارك و تعالى است كه از راه قدرت فراگير و مطلق خود آدمى را به موجودى توانا، آزاد ومسؤول بدل كرده است. از اين جاست كه موضوع را از چهار چوب تفويض و يا همان هرج و مرج خارج مىكنيم.
معتزله تفويض را به سان نقطه آغاز در رفتار آدميان تصوّر مىكردند و به وجود قدرتى ذاتى در درون انسان قائل بودند كه به او اين فرصت را مىدهد كه هر گونه و هرگاه بخواهد در امور تصرف كند و ره بپيمايد.
ولى ما خدا باوران به ديدگاه ديگرى ايمان داريم و در اين زمينه به دلايل فلسفى و علمى نيازمند نيستيم و كافى است كه انسان را نوزادى ناتوان و بى اراده تصوّر كنيم، كه در بيان گرايش و يا عدم گرايش خود در آمدن به اين دينا ارادهاى ندارد و در حالى تولّد مىيابد كه ارادهاش سلب شده و نمىتواند تصميم مناسبى بگيرد، ليكن در تفكّر، قدرت و فعل اندك اندك تكامل مىيابد.
قرآن كريم مىفرمايد:
وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ [١].
«و شما نمىخواهيد مگر آن كه خدا بخواهد.»
در حديث قدسى خداوند سبحان بر اين معنا تأكيد دارد و مىفرمايد: «اى آدميزاد! تو با خواست من است كه مىخواهى.» [٢] سپس در قرآن كريم مىفرمايد:
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا
[١] - سوره انسان، آيه ٣٠.
[٢] - بحار الانوار، ج ٥، ص ٤، روايت ٣.