اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٢٤ - ١- تقدير
حساب كردن اوقات. اين تقدير خداى پيروزمند داناست.»
وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ [١].
«و آفتاب به سوى قرارگاه خويش روان است. اين تقدير خداى قادر و داناست.»
اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى وَمَا تَغِيضُ الْأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَىءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ [٢].
«خدا از جنين هايى كه هر ماده حمل مىكند آگاه است، تقدير و نيز از آنچه رحمها كم مىكنند (و پيش از موعد مقرر مىزايند) و هم از آنچه افزون مىكنند (و بعد از موقع مىزايند) و هر چيز نزد او مقدار معينى دارد.»
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ [٣].
«كار را از آسمان تا زمين سامان مىدهد، سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مىشماريد، به سوى او بالا مىرود (و دنيا پايان مىيابد).»
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَ لْفَ سَنَةٍ [٤].
«فرشتگان و روح در روزى به سوى او بالا مىروند كه مقدار آن هزار سال است.»
إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَن يَكْفُلُهُ فَرَجَعْناكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلا تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُوناً فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَا مُوسَى [٥].
«آنگاه كه خواهرت مىرفت و مىگفت: مىخواهيد شما را به كسى كه نگهداريش كند راه بنمايم؟ ما تو را نزد مادرت باز گردانيديم تا چشمانش روشن گردد و غم نخورد. و تو يكى را بكشتى و ما از غم آزادت كرديم و بارها تو را بيازموديم، و سالى چند ميان مردم مدين زيستى، و اكنون اى موسى، در آن هنگام كه مقدّر كرده بوديم آمدهاى.»
[١] - سوره يس، آيه ٣٨.
[٢] - سوره رعد، آيه ٨.
[٣] - سوره سجده، آيه ٥.
[٤] - سوره معارج، آيه ٤.
[٥] - سوره طه، آيه ٤٠.