اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٥ - گردنه نخست- قالب پذيرى در حدود دنيوى
گردنه نخست- قالب پذيرى در حدود دنيوى
از جهل و نادانى است كه آدمى تفكر خود را در چار چوب اين جهان فناپذير، محدود كند، زيرا اين قالبِ تنگ براى انديشه، بدون ترديد آدمى را در زاويهاى محصور مىكند كه توان ديد را از او مىستاند، مگر ديدن آنچه به گمان او عامل بقا و ماندن در اين دنياست، بدون هيچگونه آينده نگرى، در نتيجه چه بخواهد و چه نخواهد به كژراهههايى گرفتار مىآيد كه نتيجهاى جز سقوط به عمق دوستى دنياى زودگذر، در پى ندارد ولذا به زمين فرو در مىافتد، و از همين رو گفته شده: دوستى دنيا اصل هر خطايى است و دوستى كور مىكند و كر مىسازد و اين چنين در پى خود عملكردهاى فراوانى را به بار مىآورد كه انسان را از انسانيتش تهى مىكند، كه ديگر اشرف مخلوقات شمرده نمىشود و از در اين واقعيت ناتوان مىمانَد كه او آفريده نشده تا در طول تاريخ تنها اين سالهاى معدود را به سر رساند و صرفاً در اين دنياى زودگذر زندگى كند، چنانكه از درك اين واقعيت ناتوان است كه:
... فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الآخِرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ [١].
«... متاع اين دنيا در برابر متاع آخرت جز اندكى هيچ نيست.»
و حتّى از آخرت، غافل مىمانَد و نمىتواند مفهوم جاودانگى را و اين كه حيات ديگرى در پى اين حيات نهفته كه بهتر و پايندهتر است درك كند:
بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِنْهَا عَمُونَ [٢].
«آنها (مشركان) اطلاع صحيحى درباره آخرت ندارند، بلكه در اصل آن شك دارند، بلكه نسبت به آن نابينايند.»
از اين گذشته هنگامى كه انديشه و عملكردهاى آدمى در محدودهاى گذرا،
[١] - سوره توبه، آيه ٣٨.
[٢] - سوره نمل، آيه ٦٦.