اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٤ - پيوند عقل با وحى
رسيدن به اوج، در حدّ خود يعنى سلامت راه و آدمى هنگامى كه به قلّه كمال مىرسد در مىيابد كه راه او براى رسيدن، سالم و درست بوده است. و آنگاه كه با ديگران رايزنى مىكند و نظر آنان را در موردى مىطلبد، يا آنگاه كه به او از راهى كه درپى آن است خبر مىدهند، او به آن مورد يا راه دست مىيابد و به هدف خود مىرسد، در اين هنگام او نمىتواند انكار كند كه راهنما و مخبر او در راهنماييش مخلص، در سخنش راست و در نقل قولش درستكار بوده است و در نتيجه هدايتگرى راهنما بوده است، هنگامى كه صحّت از تجربيات، دادههاى ديگران و درستى نتايج آنها اطمينان مىيابد البته نخواهد توانست مهارت آنها را انكار كند، يا هنگامى كه نياز، او را به رسيدن به اين نتايج مورد نظر وا مىدارد، از آنها بىنيازى جويد. آدمى هنگامى كه يكبار براى درمان به پزشكى مراجعه مىكند و عملًا از آن بيمارى بهبود مىيابد، ناگزير بار ديگر به سبب بيمارى ديگرى به همان پزشك مراجعه خواهد كرد، زيرا درستى درمان و مهارت دانش او را به يقين دريافته است.
خداوند سبحان مىفرمايد:
قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ... [١].
«بگو شهادت چه كسى از هر شهادتى بزرگتر است؟ بگو: خدا ميان من و شما گواه است...»
و يكى از معانى شهادت خداى متعال بر صدق رسالتهاى او اين است كه آدمى از طريق قرآن و عقل مىتواند به آرمانها بلند پروازيها و بلكه كمال خود دست يابد.
در اين جا سؤال ديگرى مطرح شدنى است: گردنههايى كه بر سر راه ما قرار دارند كدام بوده؟ و وحى چگونه اين گردنهها را از ميان بر مىدارد و به ما توانايى گذر از آنها را مىبخشد؟
[١] - سوره انعام، آيه ١٩.