الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤ - اشكال و ايرادات مصنف بر دليل ابن طراوه
و الرّجال» و فى نحو « يا ايّها الرّجل غلام زيد» و فى نحو « اىّ الرّجلين زيد و عمرو جاءك» و فى نحو « جاءنى كلا اخويك زيد و عمرو».
ترجمه:
امر هفتم
امر هفتمى كه فارق بين عطف بيان و بدل است اينكه عطف بيان در نيّت حلول دادن آن بجاى متبوع نبوده بخلاف بدل كه در نيّت حلول بجاى مبدل منه مىباشد و بخاطر همين معنا است كه تقدير بدل در مثل « يا زيد الحارث» ممتنع بوده و عطف بيان متعيّن است زيرا اگر « الحارث » را بدل از « زيد » قرار دهيم مىبايد گذاردنش بجاى مبدل منه يعنى « زيد » صحيح باشد در حاليكه چنين نيست زيرا جمع بين حرف نداء يعنى « يا » و الف و لام ممتنع است وليدر عطف بيان چون لازم نيست آنرا بجاى متبوعش بتوانيم گذارد لاجرم اين محذور و اشكال در بين نمىباشد.
و نيز در مثال « يا سعيد كرز» به رفع « كرز » يا نصب آن بدل ممتنع است ولى عطف بيان متعىّ مىباشد.
امّا امتناع بدل بخاطر آنستكه وقتى « كرز » را بدل از « سعيد » قرار دهيم چون مناداى مفرد معرفه مىباشد بايد همچون « سعيد » مبنى بر ضمّ خوانده شود لاجرم رفع و نصب آن جايز نيست، بنابراين اگر آنرا برفع و نصب صحيح دانستيم بدل آوردنش ممتنع مىگردد.
و امّا متعيّن بودنش براى عطف بيان بخاطر آنستكه محذور و اشكال مزبور در اينفرض مرتفع است ولى اگر « يا سعيد كرز» بضمّ « كرز » قرائت گردد امر بعكس مىباشد يعنى عطف بيان بودن « كرز » از سعيد ممتنع و بدل بودنش متعيّن است.
امّا ممتنع بودن عطف بيان بخاطر آنستكه يا بايد آنرا عطف بر لفظ « سعيد » نموده كه در اينصورت مرفوع مىباشد و يا بر محلّش كه در اينفرض بايد منصوب قرائت گردد و بحسب فرض « كرز » را نه برفع خوانده و نه بنصب