الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١ - اشكال و ايرادات مصنف بر دليل ابن طراوه
البتّه زمانيكه اين عبارت را گفته و حال آنكه در محضر شما دو نفر حضور داشته كه اسم هريك « زيد » باشد چه آنكه وقتى لفظ « زيد » اوّل را گفتيد توهّم مىشود كه هردو مقصود هستند زيرا اسم هردو « زيد » است ولى وقتى لفظ مزبور را تكرار كرده در حاليكه طرف خطاب شما بيكى از آندو بوده و اقبال توجّهتان بجانب يكدام از آنها مىباشد مراد و مقصود معلوم گشته و محرز مىگردد كه چه كسى منظور نظر است و بدين ترتيب لفظ دوّمى وظيفه عطف بيان را ايفاء كرده لاجرم مىبايد آنرا عطف بيان قرار داد.
و بر همين تقرير مىبايد قول نحويّين در ذيل قول رؤبة را حمل نمود، روبة بن عجّاج مىگويد:
|
انّى واسطار سطرن سطرا |
لقائل يا نصر نصر نصرا |
يعنى بدرستيكه من به سطرها و نوشتههائيكه نوشته شده است قسم مىخورم كه هر آينه گويندهام: اى نصر اى نصر يارى بكن يارى نمودنى.
نحويّين در دنبال اين بيت گفتهاند:
« نصر » دوّمى بر لفظ اوّلى و « نصر » سوّمى بر محلّ اوّلى معطوف هستند ولى ابن طراوه و ابن مالك و فزندش نصر دوّمى و سوّمى را بر تأكيد لفظى حمل نمودهاند يا خصوص « نصر » دوّم را بر تأكيد لفظى محمول دانستهاند و سوّمى يا مصدر دعائى است همچون: « سقيا لك» و يا مفعول به است بتقدير « عليك » بنابراين كه مراد شاعر اين باشد كه نصر بن سيّار را اغراء نمايد به پردهدارى كه داشته و نام او نيز طبق نقل ابو عبيده « نصر » بوده پس معنا چنين مىشود:
اى نصر بن سيّار اى نصر بن سيّار ملازم باش با نصر كه پردهدار تو است.
برخى ديگر از ادباء گفتهاند:
اگر يكى از ايندو را تأكيد بگيريم هردو مضموم شده بدون اينكه با تنوين خوانده شوند همچون مؤكّد كه نصر اوّل باشد.