الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٧٦ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
اگر او را مىخواندم من را اجابت مىكرد در حاليكه هيچ توانى و سستى از خودش نشان نمىداد.
شرح
مؤلّف گويد:
حاصل اشكال مذكور چنين است:
مستشكل مىگويد: شما گفتيد « كفانى » طالب « قليل » بوده و « لم اطلب» طالب « ملك » كه حذف شده و سپس اظهار نموديد كه نمىتوان آنرا طالب « قليل » قرار داد زيرا معنى فاسد مىگردد و بعدا در تقرير فساد گفتيد:
اگر « كفانى » و « لم اطلب» هردو طالب « قليل » باشند بينشان تنازع بوده و اين تنازع موجب آنست كه « لم اطلب» را معطوف به « كفانى » بدانيم و در صورت عطف چون « لم اطلب» در حيّز امتناع داخل مىشود از باب نفى النّفى يوجب الاثبات مىبايد « لم اطلب» مثبت بوده و به « اطلب » مبدّل گردد و لازمه آن اينستكه شاعر پس از آنكه طلب نمودن قليل را نفى نموده اثبات كرده باشد.
ما در پاسخ باين تقرير مىگوئيم:
قبول نداريم كه در صورت حصول تنازع بين « كفانى » و « لم اطلب» ملزم باشيم كه « واو » را عاطفه قرار دهيم بلكه جايز است « واو » را حاليّه دانسته و بدين ترتيب « لم اطلب» را در حيّز امتناع قرار نداده و به اثبات مبدّلش ننموده و معنا را فاسد نكنيم زيرا همانطوريكه در مثال: لو دعوته لاجابنى غير منوان، كلمه « لو » دلالت بر انتفاء « دعا » و « اجابت » نموده بدون اينكه بتوان امتناع و انتفاء عدم توانى را از آن فهميد تا در نتيجه « غير منوان» به اثبات مبدّل گردد عينا در بيت امرء القيس وقتى « واو » را حاليكه فرض نموديم « لو » فقط برامتناع « كفانى » دلالت كرده بدون اينكه « لم اطلب» را در حيّزش واقع بدانيم و بدين ترتيب معنا بفساد كشانده نمىشود.