الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٦١ - رأى ادباء در صورت حذف ضمير مجرورى
قرار گرفته و تقدير « ناره » است.
اعشى شاهر گفته:
|
لقد كان فى حول ثواء ثويته |
تقضّى لبانات و يسأم سائم |
يعنى: هر آينه بود در سال اقامه كه اقامت نمودم در آن سال برآوردن حاجتهائى چند و ملال گرفتن ملالگيرنده.
شاهد در « ثواء » است كه بدل اشتمال از « حول » است و رابطش ضمير مقدّر است و تقدير « فى حول ثواء ثويته فيه» مىباشد و هاء در « ثويته » مفعول مطلق است يعنى بمصدر كه « ثواء » باشد راجع است زيرا جمله « ثويته فيه» صفتت است براى « ثواء » و هاء صفت را بموصوف ربط مىدهد و ضمير مقدّر يعنى « فيه » بدل يعنى « ثواء » را بمبدل منه يعنى حول مرتبط مىسازد ابن سيّده چنين پنداشته كه « هاء » در « ثويته » به « حول » راجع بوده و در اصل « ثويت فيه» بوده سپس « فى » از باب اتّساع در ضمير ظروف حذف شده و ضمير مفعول براى « ثويت » واقع شده.
ولى اينكلام قابل اعتناء نيست زيرا طبق اين گفتار صفت از ضمير موصوف خالى مىماند.
سپس مصنّف گويد:
بخاطر اعتبار و شرط بودن وجود رابط در بدل بعض در مثل گفته شما كه مىگوئيد:
مررت بثلاثة زيد و عمرو، واجب است زيد و عمرو را از تابع بودن قطع كرده و آنها را بنابر ابتدائيّت مرفوع خوانده و ضمير « منهم » را بعد از آنها در تقدير گرفت تا خبر باشد زيرا اگر آندو را بعنوان تابع مجرور بخوانيم بدل بعض از « ثلاثه » بحساب آمده در حاليكه ضمير در آنها نمىباشد و اين جايز نيست.
شرح
قوله: ثمّ عموا و صمّوا الخ: آيه (٧١) از سوره مائده.