الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٦٥ - مخالف بودن ضمير شأن و قصه با قاعده و وجوه آن
ترجمه:
وجه پنجم
ضمير شأن و قصّه ملازم با افراد بوده و هميشه بصيغه مفرد مىآيد، بنابراين هيچگاه بصورت تثنيه و جمع ذكر نمىشوند اگر چه بواسطه يك يا چند حديث و قصّه تفسير شوند.
و پس از آنكه اين نكته معلوم گشت اكنون واضح و روشن مىشود تا ماداميكه بتوان ضمير را بمعناى غير شأن و قصّه گرفت نبايد بر ايندو حمل گردد از اينرو قول زمخشرى ضعيف و غير قابل اعتماد است، وى در ذيل « انّه يراكم» گفته است:
اسم « انّ » ضمير شأن مىباشد.
ولى اولى و سزاوار اينستكه ضمير مزبور را به « شيطان » راجع بدانيم و مؤيّد اين گفتار آنستكه در آيه شريفه: انّه يراكم هو و قبيله، كلمه « قبيله » منصوب قرائت شده و نصب آن بخاطر عطف بر ضمير در « انّه » است در حاليكه اگر ضمير مزبور، ضمير شأن مىبود عطف بر آن جايز نبوده و قبيله را نمىبايد منصوب مىخوانديم، پس نصب « قبيله » كه معطوف بر ضمير « انّه » است خود شاهد بارزى است بر اينكه ضمير مزبور بمعناى « شأن » نبوده بلكه به شيطان برمىگردد.
و نيز بايد بگوئيم قول بسيارى از نحاة كه گفتهاند:
اسم « انّ » مفتوحه مخفّفه ضمير شأن مىباشد.
ضعيف و غير قابل اعتماد است بلكه همانطورى كه قبلاگفتيم سزاوار اينستكه ضمير مزبور را در صورت امكان بغير شأن عود دهيم.
و مؤيد اينكلام آنستكه سيبويه در آيه شريفه: ان يا ابراهيم قد صدّقت الرّؤيا ( اى ابراهيم خوابيكه ديدهاى صادق و راست مىباشد) گفته است:
تقدير آن « انّك » مىباشد.
پس از اينكه اسم « ان » را ضمير مخاطب يعنى كاف قرار داده معلوم مىشود ضمير را شأن ندانسته است.