الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٨ - مبحث عطف بر دو معمول دو عامل مختلف
آن: العطف على معمولى عاملين مىباشد و بهر تقدير نحاة اجماع نمودهاند كه عطف بر دو معمولى كه عاملشان واحد است جايز مىباشد مانند: انّ زيدا ذاهب و عمرا جالس (همانا زيد رونده بوده و عمر نشيننده مىباشد).
شاهد در عطف « عمرا جالس» است كه بر دو معمول يعنى « زيد » و « ذاهب » عطف شدهاند و عامل ايندو معمول عامل واحد يعنى « انّ » مىباشد.
چنانچه عطف بر معمولات بيش از دو تا كه عاملشان يكى باشد نيز بالاجماع جايز است مانند:
اعلم زيد عمرا بكرا جالسا و ابو بكر خالدا سعيدا منطلقا (فهماند زيد به عمرو كه بكر جالس بوده و ابو بكر به خالد فهماند كه سعيد منطلق است).
شاهد در « ابو بكر خالد سعيدا منطلقا» است كه بمعمولات متعدّد يعنى « زيد و عمرو و بكر و جالس» معطوف بوده و عامل آنها واحد است و آن كلمه « اعلم » مىباشد.
و نيز علماء اجماع نموده اند بر اينكه عطف بر معمول بيش از دو عامل ممنوع است مانند:
ان زيدا ضارب ابوه لعمرو و اخاك غلامه بكر (همانا زيد پدرش زننده عمرو بوده و برادر تو غلامش زننده بكر مىباشد).
شاهد در « اخاك » است كه به « زيد » و « غلامه » به ابوه» و « بكر » به « لعمرو » عطف شده و عامل در « عمرو » لام تقويت و در « ابوه » ضارب و در « زيد » انّ مىباشد پس بر معمولات متعدّدى كه عاملهايشان بيش از يكى است كلماتى عطف شده و اين عطف ممنوع است.
و امّا عطف دو معمولى كه عاملهايشان مختلف است بر دو معمول ديگرى كه چنين هستند:
پس اگر يكى از آندو عامل جارّ نباشد ابن مالك عطف را در چنين موردى نيز ممتنع دانسته و گفته است علماء بر امتناعش اجماع نمودهاند مانند:
كان آكلا طعامك عمرو و تمرك بكر (خورنده طعام تو عمرو بوده و