الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٨ - رأى كسائى
قوله: بل هو مرفوع بما كان مرفوعا به: ضمير « هو » و ضمير مستتر در « كان » به خبر راجع مىباشند.
قوله: قبل دخولها: يعنى قبل دخول انّ.
قوله: و لكن شرط الفرّاء: يعنى فرّاء با اينكه اهل كوفه است با نحاة كوفه در اينمسئله اختلاف دارد.
قوله: خفاء اعراب الاسم: مقصود از « الاسم » اسم « انّ » است و تعبير به خفاء اعراب هم اسماء مبنى مانند « هذا » و « الّذى » و « من » و « ما » و امثال اينها را شامل شده و هم اسمائى را كه اعرابشان مقدّر است همچون « موسى » و « عيسى » و « مصطفى » و « مرتضى » .
قوله: و لم يشترطه الكسائى: ضمير منصوبى در « لم يشترطه» به خفاء اعراب الاسم راجع است.
قوله: كما انّه ليس بشرط بالاتّفاق: ضمير در « انّه » به خفاء اعراب اسم برمىگردد.
قوله: و حجّتهما: يعنى دليل و حجّت فرّاء و كسائى.
قوله: انّ الّذين آمنوا و الّذين هادوا الخ: آيه (٦٩) از سوره مائده.
قوله: و يشهد له قوله: ضمير در « له » به حذف خبر « انّ » راجع است.
قوله: و يضعّفه انّه حذف الخ: ضمير منصوبى در « يضعّفه » به جواب اوّل راجع بودهو ضمير در « انّه » به حذف خبر « ان » برمىگردد.
قوله: و يشهد له قوله فمن يك الخ: ضمير در « له » به حذف خبر صائبون راجع است.
قوله: حتّى يقدّم: يعنى الّا ان يقدّم الخبر على المبتداء.
قوله: و يضعّفه تقديم الجملة الخ: ضمير منصوبى در « يضعّفه » به جواب دوّم راجع است.
قوله: انّه عطف على توهّم الخ: ضمير در « انّه » به عطف « زيد » بر « كاف » راجع است.