الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٧ - رأى كسائى
شاهد در « لغريب » بوده كه خبر است براى « انّى » و خبر « قيار » بقرينه آن حذف شده و تقدير كلام فانّى لغريب و قيار كذلك مىباشد.
و دليل بر اينكه خبر مذكور مربوط به « انّ » است نه مبتداء اينكه « لام » بر سر خبر مبتداء داخل نشده مگر آنكه آنرا بر مبتداء مقدّم داريم همچون: لقائم زيد (هر آينه زيد ايستاده است).
مصنّف گويد: اين جواب نيز ضعيف مىباشد زيرا لازمه آن اينستكه جمله معطوف را بر قسمتى از جمله معطوف عليه مقدّم كرده باشيم و بعبارت ديگر قبل از اينكه جملهاى تمام شده باشد جملهاى را بآن عطف كرده و سپس بعد از اتمام جمله معطوف بقيّه جمله معطوف عليه را ذكر نموده باشيم و اين صحيح نبوده و از نظر ادباء مورد اشكال است. و امّا جواب از مثال يعنى:
انّك و زيد ذاهبان. بايد بگوئيم از مثال نيز دو جواب باين شرح داده شده:
١- عطف « زيد » به « كاف » از باب عطف على التّوهّم است يعنى بتوهّم اينكه « انّ » در كلام ذكر نشده « زيد » را مرفوعا به كاف عطف كردهاند و بدين ترتيب از محلّ استشهاد خارج است.
٢- زيد تابع است براى مبتداء محذوف و تقدير كلام چنين است: انّك انت و زيد ذاهبان و بر همين دو جواب مىتوان حمل كرد مثال: انّهم اجمعون ذاهبون (بدرستيكه ايشان جملگى رونده مىباشند).
يعنى مىگوئيم « اجمعون » يا بتوهّم اينكه « انّ » در كلام نيامده تابع براى « هم » آمده و مرفوع ذكر شده و يا تابع است براى مبتداء محذوف و تقدير انّهم هم اجمعون ذاهبون مىباشد.
شرح
قوله: و اجاز هذه بعض البصريّين: مشار اليه « هذه » مسئله دوّم مىباشد.
قوله: و انّما منعوا الاولى: يعنى انّما منعوا المسئلة الاولى.
قوله: و اجازهما الكوفيّون: ضمير تثنيه به دو مسئله راجع است.