الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧١
ابو خالد مىگويد:
|
و ان يعرين ان كسى الجوادى |
فتبنوا العين عن كرم عجاف |
يعنى: و اينكه آن دختران من خالى از لباس بمانند اگر پوشانده شوند بلباس دختران مردمان، پس باز بماند چشم ايشان از كريمان بىخير.
شاهد در « كسى » است كه بكسر عين الفعل بوده و لازم استعمال شده است.
حال اگر سين را فتحه داده و بدين ترتيب « كسى » بمعناى « ستر » و « غطى » شود متعدّى بيك مفعول مىشود مانند آنچه در قول امرء القيس آمده:
|
و اركب فى الرّوع خيفانة |
كسى وجهها سعف منتشر |
يعنى: و سوار مىشوم در روز جنگ اسبى را كه مثل ملخ داراى نقش مىباشد و پوشانده باشد صورتش را مويهاى پيشانى و افشان او.
شاهد در « كسى » است كه عين الفعلش مفتوح شده و بمعناى غطى (پوشانده است) مىباشد.
و گاهى وقتى سين را فتحه دادند « كسى » بمعناى « اعطى كسوة» آمده و بدين ترتيب بدو مفعول متعدّى مىشود: مانند:
كسوت زيدا جبّة (به زيد جبّه و لباس پوشاندم).
و همچنين است كلمه « شترت عينه» بكسر تا كه بمعناى « انقلب جفنها» يعنى پلكهايش در هم است، مىباشد و وقتى آنرا فتحه دهيم معنايش قلب و در هم نمود پلكهايش را مىگردد.
مصنّف گويد: استعمال « شتر » بفتح تاء و كسر آن از نظر ما از باب مطاوعه است چه آنكه مىگويند شتره، فشتر (پلكهايش را در هم و قلب نمود پس پلكها قبول قلب نمودند» چنانچه گفته مىشود: ثرمه، فثرم (شكستم، پس قبول شكستن نمود) و ثلمه، فثلم (رخنهدار كردم آنرا پس قبول رخنه نمود).
و از همين قبيل است:
كسوته الثّوب، فكسيه (باو لباس را پوشاندم پس او قبول پوشيدن نمود).