الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٦٩
و نيز فرموده ديگر حقتعالى است كه مىفرمايد:
و انّ هذه امّتكم امّة واحدة و انا ربّكم فاعبدون.
( اين مردم همه امّت شما پيامبران و يك امّت هستند و من پروردگار شما مىباشم پس مرا عبادت كنيد).
اصل ايندو آيه لا تدعوا مع اللّه احدا لانّ المساجد للّه و فاعبدون لانّه هذه امّتكم مىباشد و دليل بر جواز استشهاد بايندو آيه براى مدّعى جرّ آنستكه تقديم منصوب فعل بر فعل در موردى كه منصوب ان و صلهاش باشد جايز نيست لذا گفتن « انّك فاضل عرفت» جايز نيست يعنى نمىتوان قائل شد كه « انّك فاضل» مفعول است براى « عرفت » و معذلك بر آن مقدّم شده.
و ديگر از امثلهاى كه مىتوان آنرا بعنوان شاهد براى مدّعى جرّ آورد قول فرزدق شاعر است كه گفته:
|
و ما زرت ليلى ان تكون حبيبة |
الىّ و لا دين بها انا طالبه |
يعنى: به زيارت ليلى نيامدم باين قصد كه دوست و محبوب مىباشد و نه باين منظور كه دينى بر عهدهاش بوده و من طالب آن مىباشم.
شاهد در « ان تكون حبيبة» است كه پس از حذف جارّ محلّش مجرور بوده و بهمان حالت قبل باقى مانده بدليل آنكه « لا دين الخ» كه بآن عطف شده مجرور مىباشد چه آنكه ادباء آنرا به جرّ « دين » روايت كرده و گفتهاند عطف است بر محلّ « ان تكون» و اصل « ان تكون» لان تكون مىباشد.
البتّه برخى از ادباء از استشهاد دوّم يعنى بيت فرزدق اينطور جواب دادهاند:
« لا دين» اگر چه مجرور مىباشد ولى عطف است بتوهّم دخول « لام » بر معطوف.
ولى بر اين جواب برخى ديگر اعتراض كرده و گفتهاند:
حمل بيت مذكور بر عطف بر محلّ اظهر است از حمل بر عطف على التّوهّم.