الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٤٧ - امورى كه فعل لازم را با آنها متعدى مىكنند
شاهد در « اذهبتم » است كه بوسيله همزه باب افعال متعدّى شده و قبلا « ذهبتم » بوده كه لازم محسوب مىشده.
و نيز مانند: ربّنا امتنا اثنتين و احييتنا اثنتين ( پروردگارا ميراندى ما را دو بار و زنده كردى دوبار).
شاهد در « امتنا » است كه بوسيله همزه باب افعال متعدّى گرديده و قبلا « متنا » بوده كه لازم بحساب مىآمده.
و همچنين مانند: و اللّه انبتكم من الارض نباتا ثمّ يعيدكم فيها و يخرجكم اخراجا ( خداوند متعال شما را همچون نباتات از زمين رويانيد سپس بعد از مرگ شما را در زمين بازگردانيد و ديگر بار شما را از خاك برانگيزانيد).
شاهد در « انبتكم » و « يعيدكم » است كه بوسيله همزه باب افعال متعدّى شدهاند و قبلا « نبت » و يعود بوده كه لازم مىباشند.
و گاهى فعلى كه متعدّى بيك مفعول است بواسطه همزه باب افعال به دو مفعول متعدّى مىشود مانند:
البست زيدا ثوبا (به زيد جامه ژوشاندم) و اعطيته دينارا (به زيد دينار اعطاء كردم).
شاهد در دو فعل « البست » و « اعطيت » است كه قبلا « لبس » و « عطى » بوده كه متعدّى بيك مفعول بودهاند ولى بعدا بواسطه همزه باب افعال به دو مفعول متعدّى شدهاند، مفعول اوّل « زيدا » و مفعول دوّم « ثوبا » و « دينارا » مىباشد.
بايد توجّه داشت كه هيچ فعل دو مفعولى وجود ندارد كه بواسطه همزه باب افعال بسه مفعول متعدّى گردد مگر « رأى » و « علم » ولى اخفش سه فعل قلب ديگر يعنى ظنّ و حسب و زعم را با آندو قياس كرده و آنها را نيز همچون دو فعل مذكور قرار داده است.
برخى از ادباء گفتهاند:
نقل فعل لازم بواسطه همزه باب افعال به تعدّى يا انتقال يكمفعولى به