الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥ - ملاك و مناط امتياز اسم از خبر
|
كأنّ سبيئة من بيت رأس |
يكون مزاجها عسل و ماء |
يعنى: گويا شرابى كه از بيت رأس (محلّى است در شام) تهيّه شود با عسل و آب ممزوج گرديده است.
شاهد در « مزاجها » و « عسل » مىباشد كه اوّلى خبر « يكون » و دوّمى با اينكه نكره است اسم آن مىباشد و ضرورت مقتضى آن است.
و امّا قرائت ابن عامر در آيه شريفه: او لم تكن لهم آية ان يعلمه ( آيا اين خود علامت و نشانهاى براى كافران نيست كه علماء بنى اسرائيل بقرآن مطّلع و آگاهند).
كه « لم تكن» را با تاء تأنيث و « آيه » را مرفوع خوانده تا اسم آن باشد بايد راجع بآن بگوئيم:
اگر « تكن » را تامّه فرض كنيم پس جار و مجرور يعنى « لهم » متعلّق بآن بوده و « آيه » فاعلش مىباشد در نتيجه « ان يعلمه» يا بدل از آيه و يا خبر براى محذوف بايد فرض شود و بنابر اينكه آنرا خبر محذوف فرض كنيم تقدير « هى ان يعلمه» مىباشد.
و اگر « تكن » را ناقصه بدانيم پس اسمش ضمير قصّه و « ان يعلمه» مبتداء و « آيه » خبرش بوده و جمله خبر كان مىباشد يا مىتوان گفت « آية » اسم كان و « لهم » خبر آن و « ان يعلمه» يا بدل و يا خبر است براى محذوف و امّا اينكه زجّاج تجويز كرده كه « آيه » اسم كان و « ان يعلمه» خبرش باشد علماء آنرا ردّ نمودهاند و علّت ردّ را همان بيانيكه ما دانستيم قرار دادهاند يعنى گفتهاند:
لازمه اين تجويز آنستكه بواسطه معرفه بتوان از نكره خبر داد.
بعضى از ادباء براى زجّاج عذر آورده و كلامش را اينطور توجيه كردهاند كه « آيه » اگر چه نكره است و براى مخبر عنه بودن صلاحيّت ندارد ولى چون بواسطه « لهم » نكره مخصّصه شده لاجرم اخبار از آن بدون اشكال است.