الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٤ - عطف جمله اسميه بر فعليه و عكس آن
باشد جايز بوده نه در غير آن.
مصنّف گويد:
از بين اقوال سهگانه، قول دوّم كه منه بطور مطلق باشد اضعف اقوال است ولى در عين حال فخر رازى در تفسيرش بان تفوّه نموده و قائل گرديده است و نيز در كتابش در باب مناقب شافعى گفته است:
در مجلسى كه من با جماعتى از حنفيّه شركت داشتيم جماعت حنفيّه مىپنداشتند قول شافعى كه گفته:
يحلّ اكل متروك التّسميه (حيوانى را كه بدون گفتن بسم اللّه ذبح كردهاند مىتوان تناول نمود).
بواسطه فرموده حقتعالى يعنى: و لا تأكلوا ممّا لم يذكر اسم اللّه عليه و انّه لفسق ( نخوريد از آن حيوانى كه بدون بردن اسم خدا ذبح شده كه آن گناه و فسقى مىباشد) مردود مىباشد.
رازى مىگويد:
باين جماعت گفتم هيچ دليلى در اين آيه براى شما وجود نداشته بلكه بايد آنرا حجّت براى شافعى دانست زيرا « واو » در « و انّه لفسق» عاطفه نيست بدليل آنكه اگر آنرا عاطفه قرار دهيم لازم مىآيد جمله اسميّه به فعليّه عطف شده باشد و اين صحيح نيست چنانچه براى استيناف نيز نمىباشد چون اصل در « واو » اينستكه ما بعدش را بما قبل ربط دهد در نتيجه تنها وجهى كه باقى مىماند آنستكه آنرا بايد حاليّه دانست لذا جمله حاليّه مقيّد نهى بوده و معنى طبق اين گفتار چنين مىشود:
لا تأكلوا منه فى حالة كونه فسقا (نخوريد از حيوانى كه در وقت ذبح نام خدا بر آن برده نشده است در حاليكه اين تناول فسق محسوب مىشود).
و مفهوم اين كلام آنستكه تناول و اكل در حاليكه فسق بحساب نيايد جايز و مشروع است، و فسق را حقتعالى در قرآن عزيز اينطور تفسير كرده است:
او فسقا اهل لغير اللّه به ( يعنى فسق آنستكه آغاز شده باشد بنام غير