الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب چهارم مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٢ - عطف جمله اسميه بر فعليه و عكس آن
عطف جمله اسميّه بر فعليّه ممتنع بود الزاما در مثال مذكور مىباشد « عمرو » را منصوب بفعل محذوف دانسته تا جمله فعليّه باشد و بدين ترتيب عطفش بر « قام زيد» از قبيل عطف جمله فعليّه محسوب شود مگر آنكه ابن جنّى بگويد:
« واو » را استينافيّه فرض مىكنيم تا از اين بحث آسوده خاطر باشيم.
شرح
قوله: و بالعكس: يعنى عطف جمله فعليّه بر اسميّه.
قوله: فيه ثلاثة اقوال: ضمير در « فيه » به عطف الاسميّه الخ برمىگردد.
قوله: الجواز مطلقا: يعنى چه عاطف واو بوده و چه غير آن باشد.
قوله: و هو المفهوم: ضمير « هو » به الجواز مطلقا راجع است. ا قوله: انّ نصب عمرو الخ: اين عبارت مقول قول نحويّين مىباشد.
قوله: المنع مطلقا: چه عاطف واو بوده و چه غير آن باشد.
قوله: انّه قال: ضمير در « انّه » به ابن جنّى راجع است.
قوله: فى قوله: يعنى قول شاعر.
قوله: انّ الضّرس فاعل بمحذوف: اينجمله مقول قول ابن جنّى است.
قوله: يفسّره المذكور: مقصود از « مذكور » نقد مىباشد.
قوله: و ليس بمبتداء: يعنى « الضّرس » مبتداء نيست تا جمله « الضّرس نقد» جمله اسميّه محسوب شود.
قوله: و يلزمه ايجاب النّصب: ضمير منصوبى در « يلزمه » به ابن جنّى راجع است.
قوله: فى مسئلة الاشتغال السّابقة: مراد قام زيد و عمروا اكرمته مىباشد.
قوله: الّا ان قال: ضمير در « قال » به ابن جنّى راجع است.
قوله: اقدّر الواو للاستيناف: يعنى در فرضى كه اسم واقع در اوّل جمله را مرفوع بخوانيم.