إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦٣ - تعيين قدر جامع بنا بر قول اعمى
مجاز باشد؟
اگر بگوئيد مجموع من حيث المجموع نماز نيست بلكه فقط اركان خمسهاش موضوع له نماز است و بقيه اجزاء از عنوان نماز خارج است امّا جزء مأمور به است و وظيفه ما اين است كه غير از اركان خمسه يعنى آن اجزاء و شرائط را ضميمه نماز كنيم، هيچ متشرّعهاى اين مطلب را از شما نمىپذيرد.
اشكال: ممكن است بگوئيد اينجا علاقه جزء و كل، مطرح نيست بلكه از قبيل جزئى و كلّى است يعنى از باب استعمال كلّى در فرد و جزئى است.
جواب: ما نحن فيه از قبيل جزئى و كلّى نيست زيرا خصوصيّت جزئى و كلّى، اين است كه جزئى به تمام معنا وجود كلّى است مثلا زيد و انسان جزئى و كلّى هستند يعنى زيد را نمىتوان تبعيض كرد و گفت قسمت راست او وجود انسان و سمت چپ او شخصيّت خود زيد است بهخلاف محل بحث كه اركان و غير اركان هركدام وجودات مستقل دارند، قرائت الفاتحه يك وجود مستقل است و ركوع، وجود مستقلّ ديگرى است لذا نمىتوان گفت وضع اركان خمسه نماز با بقيّه اجزاء نماز، وضع جزئى و كلّى را دارند بلكه اركان، جزء است و شما لفظ صلات را در كل استعمال كرديد و بايد استعمال مذكور مجازى باشد و حال آنكه هيچكس به آن ملتزم نمىشود.
خلاصه: بنا بر قول اعمّى نمىتوان جامعى تصوّر كرد- كه موضوع له عبادات «اركان» باشد- و چنين تصويرى باطل است.
قوله «فافهم»: اشاره به اين است كه بين جزء و كل و جزئى و كلّى تفاوت است كه