إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦٥ - تعيين قدر جامع بنا بر قول اعمى
ثالثها: أن يكون وضعها كوضع الأعلام الشّخصيّة ك (زيد) فكما لا يضرّ في التّسمية فيها تبادل الحالات المختلفة من الصّغر و الكبر، و نقص بعض الأجزاء و زيادته، كذلك فيها.
مسافر هشت جزء دارد. نماز فرد مضطر اجزاء و شرائطش كمتر است تا جائى كه مىرسيم به نماز شخص غرقا كه گاهى به جاى هر ركعت يك سبحان اللّه مىگويد و زمانى فقط با يك ايماء و اشاره نماز مىخواند.
شما اعمّى كه معظم الاجزاء را موضوع له مىدانيد، در نماز شخص حاضر مثلا هشت جزء را در موضوع له داخل مىدانيد و در نماز مسافر، چهار جزء را موضوع له و معظم الاجزاء مىدانيد و نتيجتا آن چهار جزء اضافى ديگر را خارج از موضوع له مىدانيد بنابراين به حسب حالات مختلف، آنچه كه در موضوع له مدخليّت دارد، تبادل پيدا مىكند و در نتيجه گاهى يك جزء، داخل در معظم الاجزاء هست- در نماز دهجزئى- و گاهى همان جزء، خارج از معظم الاجزاء هست- در نماز هشت جزئى-
٣- مثلا در صلات حاضر كه داراى ده جزء است، مىگوئيد هشت جزئش معظم الاجزاء و موضوع له است امّا تعيين نمىكنيد كه آن هشت جزء كدام است لذا لازمه كلام شما اين است كه هشت جزء از آن ده جزء را به اختيار خودتان انتخاب كنيد و بگوئيد معظم الاجزاء هست. اگر مايل هستيد قرائت الفاتحه را از اجزاء هشتگانه حساب كنيد و اگر نسبت به اين امر، مايل نيستيد قرائت الفاتحه را جزء نهم و خارج از مسمّاى نماز قرار دهيد. مصنّف «ره» فرمودهاند:
آيا كسى مىتواند با آن اختلاف حالاتى كه در عبادات هست، چنين موضوع له مردّدى را بپذيرد و به آن ملتزم شود؟ و هو كما ترى.