إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٢ - امر ششم«وضع» مركبات
الف- يك مرتبه بر حسب آن چهار وضع اوّل دلالت بر معناى خود مىكند.
ب- بار ديگر هم به حسب آن وضع پنجمى كه به مجموع مركّب تعلّق گرفته دلالت بر مفاد خود مىكند.
آيا با شنيدن جمله «زيد قائم» دو مرتبه به معنا انتقال پيدا مىكنيد؟ وجدانا چنين نيست.
خلاصه: در مركّبات وضعى به مجموع مادّه و هيئت من حيث المجموع تعلّق نگرفته است.
تذكّر: مثال ما در مورد جمله اسميّه بود كه تمام مطالب در جمله فعليّه هم جارى مىشود مثلا شما جمله «ضرب عمرو بكرا» را در نظر بگيريد: مادّه ضرب، هيئت ضرب، بكر و عمرو هركدام به تنهائى داراى «وضع» مىباشند ضمنا هيئت جمله فعليّه هم داراى يك وضع نوعى است و طبق بيان ما جمله مذكور داراى پنج «وضع» هست لذا ديگر نيازى به «وضع» ششمى كه به مجموع مركّب يعنى هيئت و مواد من حيث المجموع تعلّق گرفته باشد، ديده نمىشود.
قوله «و لعلّ المراد من العبارات الموهمة لذلك ...».
مصنّف «ره» در صدد توجيه عبارات موهمه يعنى تعلّق وضع به مجموع مركب هستند كه:
مقصود از آن عبارات، اين است كه: مثلا در جمله «زيد قائم» علاوه بر اينكه زيد و قائم مادّتا و هيئتا- بهنحوىكه توضيح داديم- داراى «وضع» هستند، يك «وضع» چهارمى هم دارند كه به هيئت جمله اسميّه تعلّق گرفته است كه در اين صورت، كلام آنها با عقيده ما منطبق است و اختلافى در ميان نيست.