إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٠ - امر ششم«وضع» مركبات
مصنّف «ره» اين است كه آن دو وضع، شخصى است نه نوعى زيرا هر چيزى كه مادّه معيّن يا هيئت معيّنى در آن دخالت داشته باشد عنوان وضع شخصى پيدا مىكند.
مادّه «قيام»- در هر هيئتى- به معناى ايستادن داراى وضع شخصى است نه نوعى.
و همچنين هيئت «فاعل» و «قائم» كه اسم فاعل است و دلالت بر صدور و تحقّق فعل مىكند- در ضمن هر مادّهاى باشد-.
يادآورى: البتّه واضح است كه «زيد» و «قائم» مرفوعا به عنوان مبتداء و خبر داراى «وضع» مىباشند- كلّ مبتداء مرفوع و ...-
ج: ٤- هيئت جمله اسميّه يعنى قضيّه حمليّه مذكور هم مسلّما داراى «وضع» مىباشد و پوشيده نيست كه جمله حمليّه را براى حمل محمول بر موضوع وضع كردهاند كه با حمل «قائم» بر «زيد» هيئت جمله اسميّه تشكيل مىشود و الا اگر چنين وضعى نداشته باشد و شما زيد و قائم را كنار يكديگر قرار دهيد معناى جديدى غير از معناى مفردات آن حاصل نمىشود لذا قضيّه حمليّه به صورت مبتداء و خبر «وضعى» دارد كه مسلّما نوعى هم هست نه شخصى چون مادّه و هيئت خاصّى در آن دخالت ندارد و موضوع آن قضيّه مىتواند زيد، يا عمرو يا بكر و يا غير از آنها باشد و همچنين محمول آن مىتواند «قائم» يا «نائم» و جز آن واقع شود.
تذكّر: هيئات، داراى خصوصيّات و مزايائى از قبيل افاده تأكيد، حصر و امثال آنها مىباشند كه داراى وضع نوعى هستند.
يادآورى: طبق تقسيمى كه ما براى جمله «زيد قائم» داشتيم تاكنون چهار وضع براى آن تصوّر كردهايم.
سؤال: در جمله اسميّه مذكور بعد از آنكه تكتك مواد و همچنين مجموع مواد- جمله اسميّه، يعنى مركّب- داراى وضع بودند، آيا يك وضع پنجمى هم به مجموع
إيضاح الكفاية ؛ متنج١ ؛ ص١٠١