إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨ - بيان اقسام وضع
ديگر اين چه امتيازى است كه براى كلّى وجود دارد.
جواب: پاسخ مصنّف، نسبت به اشكال مذكور كاملا واضح نيست امّا مقصود ايشان اين است كه:
در وضع الفاظ، تصوّر معنا شرط است لكن سؤال، اين است كه تصوّر معنا به چه مقدار، لازم است آيا بايد معنا با تمام خصوصيّات و جزئيّات تصوّر شود كه هيچ نقطه ابهامى نداشته باشد؟
در وضع الفاظ، تصوّر معنا با يك وصف و عنوان كافى است.- معرفة وجه الشّىء معرفته بوجه- همينقدر كه صدق نمايد فلان معنا تصوّر شد، كفايت براى وضع مىكند مثلا اگر بخواهند لفظ انسان را وضع كنند، لازم نيست جنس، فصل، حيوان و ناطق را در نظر بگيرند بلكه اگر به نحو اجمال- نه تفصيل- تصوّر نمايند، كافى است با توجّه به آنچه كه بيان كرديم:
اگر فرضا يك معناى كلّى- انسان- را تصوّر كرديم و خواستيم لفظ انسان را براى مصاديق آن وضع نمائيم، هيچگونه مانعى در ميان نيست و مىتوان گفت واضع، مصاديق آن را تصوّر كرده است.
سؤال: چه زمانى مصاديق تصوّر شده است؟
جواب: در تصوّر معنا لازم نيست تمام خصوصيّات، لحاظ شود بلكه اگر با يك وصف هم تصوّر شود، مانعى براى وضع وجود ندارد و «عام» يكى از عناوين افرادش هست يعنى يكى از عناوين زيد، بكر و عمرو، انسان است.
آيا مصاديق در عنوان انسانيّت مشترك نيستند؟
و آيا وصف انسانيّت وصف مصاديق نيست؟
واضح است كه مصاديق انسان در عنوان و وصف انسانيّت مشترك هستند بنابراين