إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٥ - امر نهم حقيقت شرعيه
إذا عرفت هذا، فدعوى الوضع التّعييني في الألفاظ المتداولة في لسان الشّارع هكذا قريبة جدّا، و مدّعي القطع به غير مجازف قطعا، و يدلّ عليه تبادر المعاني الشّرعيّة منها في محاوراته(١).
عنوان مجاز را دارا باشد زيرا ما در امر سوّم، يك قاعده كلّى براى شما بيان كرديم كه:
ملاك در صحّت استعمال، حسن استعمال است يعنى هركجا حسن استعمال باشد، آن استعمال صحيح است و مقيّد به وجود علائق معهوده نيستيم لذا گفتيم گاهى لفظى در نوع يا صنفش استعمال مىشود امّا نه عنوان حقيقت دارد نه مجاز، نظير آن مطلب را در محلّ بحث هم ملتزم مىشويم.
(١)- اكنون كه مقدّمه مذكور براى شما مشخّص شد، اگر كسى ادّعا كند كه:
در بحث حقيقت شرعيّه- نسبت به الفاظ متداول در لسان شارع- مىگوئيم شارع مقدّس، الفاظ صلات، صوم، حج و امثال آنها را در معانى تازه و مستحدثى استعمال كرده، بهنحوىكه با استعمال، وضع درست كرده يعنى كلمه صلات را در معناى اصطلاحى به كار برده و نوع استعمال، نحوه استعمال در معناى حقيقى است- منتها قرينهاى هم اقامه نموده كه نحوه استعمال به اين كيفيّت است- اگر كسى در بحث حقيقت شرعيّه چنين ادّعائى بكند، نبايد آن را بعيد شمرد و بالاتر اگر كسى ادّعاى قطع نسبت به آن كند، گزافگوئى نكرده است.
مصنّف «ره» دليلى هم بر اين مطلب اقامه نمودهاند كه تا حدّى ناتمام است و لذا