إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٧ - امر نهم حقيقت شرعيه
و يؤيّد ذلك أنّه ربما لا يكون علاقة معتبرة بين المعاني الشّرعيّة و اللغويّة، فأيّ علاقة بين الصّلاة شرعا و الصّلاة بمعنى الدّعاء و مجرّد اشتمال الصّلاة على الدّعاء لا يوجب ثبوت ما يعتبر من علاقة الجزء و الكلّ بينهما، كما لا يخفى(١).
علامتى نمىبينيم كه مثلا روزى رسول اللّه بر منبر رفته باشند و در مقام وضع فرموده باشند ايّها النّاس اين الفاظ را براى اين معانى وضع كردم و اگر چنين مطلبى مىبود در تاريخ و روايات، مغفول عنه واقع نمىشد لذا مىگوئيم وضعى به نحو اوّل- بالتّصريح- مطرح نبوده بلكه بايد بگوئيم رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله) به نحو دوّم، وضع درست كردند يعنى نحوه استعمال پيامبر اكرم، محقّق وضع بوده است و ...
(١)- مصنّف «ره» تأييدى مىآورند كه استعمالات مذكور، مجازى نيست و آن عبارت است از اينكه:
يا بايد ملتزم شويم كه استعمال الفاظ عبادات در معانى معهوده به وسيله يك «وضعى» بوده كه ناشى از استعمال است و آن استعمال هم حقيقى است و نيازى به وجود علاقه ندارد، اگر اين را بپذيريد كه مطلب، تمام و ثابت مىشود.
اگر كسى اين را نپذيرفت و گفت استعمال لفظ صلات در اين معانى مستحدث، يك استعمال مجازى است، در اين صورت، لازم است كه براى آن استعمال، علاقهاى از علائق بيست و چندگانه هم ذكر كند اينجاست كه سؤال مىكنيم چه علاقهاى بين صلات به معناى لغوى و شرعى وجود دارد؟
صلات لغوى به معناى دعا و صلات شرعى عبارت است از اعمال و هيئات مخصوص، شما بفرمائيد چه مناسبتى بين آن دو برقرار است؟
بين آن دو، علاقه جزء و كل، وجود دارد- زيرا در نماز، ادعيهاى هست- و بنا بر