إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٦ - امر نهم حقيقت شرعيه
مورد اشكال هم واقع شده و لذا ما آن دليل را تكميل مىكنيم.
دليل مصنّف «ره»: وقتى لفظ صلات در لسان شارع- در قرآن يا در لسان نبى اكرم (صلّى اللّه عليه و آله)- اطلاق مىشده، معانى معهود و متداول در اذهان متبادر مىشده و همچنين وقتى خداوند متعال فرمودهاند «اقيموا الصّلاة» يا رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله) لفظ صلات را استعمال مىنمودهاند، آن معانى شرعيّه و آن معانى مخترعه، متبادر مىشده و تبادر هم كه علامت حقيقت است پس معلوم مىشود كه آن معانى مستحدث مفاهيم حقيقى الفاظ است و لفظ صلات حقيقتا در آن معنا استعمال شده.
دليل مذكور، ناقص است و لذا مرحوم مشكينى هم دو اشكال به آن كرده از جمله اينكه:
تبادر، دليل بر اين است كه فلان لفظ در فلان معنا حقيقت است نه مجاز امّا نحوه حقيقت بودن را معيّن نمىكند ممكن است شارع مقدّس به وسيله وضع تعيينى- با تصريح- آن الفاظ را براى معانى معهود وضع كرده نه از راه استعمال، درحالىكه شما مىخواهيد بگوئيد كه وضع تعيينى مطرح بوده ولى با استعمال- نه بالتّصريح- وضع درست شده و بديهى است كه با تبادر نمىتوان اين مطلب را ثابت كرد زيرا تبادر فقط حقيقت بودن را ثابت مىكند نه نحوه آن را.
اكنون مطلبى را به دليل مصنّف، اضافه مىكنيم تا محلّى براى اشكال مذكور باقى نماند.
تبادر، علامت حقيقت است امّا ما يك سؤال از شما مىكنيم كه:
آيا شارع مقدّس به كيفيّت اوّل يعنى بالتّصريح وضع تعيينى درست كرده و گفته است «وضعت هذه الالفاظ لهذه المعانى» يا به نحو دوّم كه ما ذكر كرديم؟
ما هنگامى كه به تاريخ حيات رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله) مىنگريم، هيچ نشان و