إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٤ - تبادر
فإنّه يقال: الموقوف عليه غير الموقوف عليه، فإنّ العلم التّفصيلي- بكونه موضوعا له- موقوف على التّبادر، و هو موقوف على العلم الإجمالي الارتكازي به، لا التفصيلي، فلا دور. هذا إذا كان المراد به التّبادر عند المستعلم، و أمّا إذا كان المراد به التّبادر عند أهل المحاورة، فالتّغاير أوضح من أن يخفى(١).
آيا تبادر براى كسى كه به معناى حقيقى آشناست، علامت استعمال لفظ در معنى حقيقى است يا براى غير آشنا؟
اگر انسان، قبل از شنيدن لفظ، معناى حقيقى را بداند كه نيازى ندارد تا با تبادر معناى حقيقى را كشف كند و اگر معناى حقيقى را نداند، هر قدر، لفظى را بشنود چيزى به ذهن او سبقت نمىگيرد.
مثلا ما با معناى بعضى از لغات، اجنبى هستيم و هر قدر، آن الفاظ را بشنويم چيزى به ذهن ما تبادر نمىكند و همچنين اگر در برابر كسى كه معناى اسد را نمىداند هزار مرتبه كلمه اسد را تكرار كنيم شايد او فكر كند كه ما مشغول ذكر و دعا هستيم و چيزى به ذهن او تبادر نمىكند بنابراين لابد مىگوئيد انسان بايد با معنا آشنائى قبلى داشته باشد تا تبادرى محقّق شود. اينجاست كه مىگوئيم اين مطلب، مستلزم دور است.
بيان دور: شما از تبادر چه استفادهاى مىكنيد؟
از راه تبادر مىخواهيم معناى حقيقى را دريابيم بنابراين علم شما به معناى حقيقى بر تبادر متوقّف است و از طرفى تبادر هم متوقّف بر علم به معناى حقيقى است و اگر آشنائى قبلى نداشته باشيد از شنيدن لفظ، چيزى به ذهن شما متبادر نمىشود لذا:
علم شما به معناى حقيقى- از راه تبادر- توقّف بر تبادر دارد، تبادر هم توقّف بر علم شما به معنى حقيقى دارد پس: علم شما به معناى حقيقى توقّف بر علم شما به معناى حقيقى دارد و هذا دور صريح.
(١)- جواب: الف: بين دو علم مذكور، تفاوت است يعنى يكى علم تفصيلى و