دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٧ - ٢- مكتب مصلحتگرايى يا پراگماتيسم
به گفته مورتون وايت فلسفه ويليام جيمز را مىتوان چنين تفسير كرد كه: اگر عقيدهاى ما را براى زيستن بهتر يارى كند لازم است به آن معتقد شويم و حقيقتش پنداريم. پس بجاست كه گفته شود حقيقت آن است كه سودمند باشد. [١]
به بيان ديگر جيمز تعريف متداول حقيقت را كه مطابقت فكر با واقع است بدين گونه تغيير داده كه اين مطابقت بايد در عمل باشد و موفقيت در رسيدن به خواستههايمان را بهتر تأمين كند. [٢]
نفوذ ديدگاه جيمز باعث شده است كه در حقوق انگليس و آمريكا ارزش قواعد حقوق و ميزان اعتبار آن را وابسته به اوضاع و احوال ويژه هر دعوا بدانند و كمتر به نظريههاى عمومى حقوق بپردازند يعنى در واقع هر پرونده و قضيه حقوقى را بر اساس اوضاع و احوال خاص آن و آنچه كه مصلحت اقتضا مىكند حل و فصل نمايند بر خلاف شيوه رايج حقوقى در فرانسه كه بيشتر به طرح و ابداع نظريههاى عمومى حقوق تمايل دارند.
بايد توجّه داشت كه مقصود ويليام جيمز از مصلحت، توجّه به همه آثار دور و نزديك يك عمل در حال و آينده است و همين نكته از خطر مصلحت بينى خصوصى در دعاوى و قضاياى حقوقى مىكاهد و قضات را به عدالت نوعى و نه شخصى ترغيب مىكند. [٣]
پيروان ويليام جيمز
افكار جيمز بسيارى از دانشمندان آمريكايى را تحت تأثير قرار داد كه از آن جمله مىتوان به جان ديويى، هومز و پاند اشاره كرد كه در ادامه به توضيح مختصرى در مورد افكار بعضى از آنان مىپردازيم:
جان ديويى [٤]
بسيارى از نويسندگان، ديويى را بزرگترين فيلسوف قرن بيستم آمريكا مىدانند. او تا سال ١٩٣٠ استاد فلسفه در دانشگاههاى شيكاگو و كلمبيا بود و تا پايان عمر (١٩٥٢) به تحقيق و تأليف ادامه داد. نوشتههاى او به ويژه در امور تعليم و تربيت مورد توجّه فراوان قرار گرفته است. جان ديويى در آغاز پيرو فلسفه هگل بود، سپس شيفته انديشههاى جيمز شد و امروزه يكى از مشهورترين نمايندگان مكتب پراگماتيسم به شمار مىآيد.
ديويى به عقايد ويليام جيمز، جنبه علمى و عقلى بيشترى دارد مع ذلك به دليل نفوذ فلسفه هگل در انديشهاش، در برخى امور با جيمز اختلاف نظر پيدا كرد مثلًا ويليام جيمز آزادى را باارزشترين مفاهيم مىدانست در حالى كه ديويى بيشتر بر نظم تأكيد مىكرد و استقرار آن را برتر از آزادى مىدانست.
ديويى معتقد بود كه شرايط اجتماعى بايد چنان
[١]. عصر تجزيه و تحليل، ترجمه پرويز داريوش، ص ١٨٧ به نقل از فلسفه حقوق، ج ١، ص ١٧٢.
[٢]. فلسفه عمومى، اثر پل فولكيه، ترجمه دكتر يحيى مهدوى، ص ٣٥٨.
[٣]. ر. ك: فلسفه حقوق، ج ١، ص ١٧٣.
[٤].John Dewey .