دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٠ - ه) نصب كارگزاران
نسائى در سنن كبرى از امير مؤمنان عليه السلام نقل مىكند كه فرمود: رسول گرامى صلى الله عليه و آله در «يوم الانذار» به حضار فرمود:
«يا بني عبد المطلب ... فأيّكم يبايعنى على أن يكون أخي و صاحبي و وارثي، فلم يقم إليه أحد فقمت إليه و كنت أصغر القوم، فقال: اجلس، ثمّ قال ثلاث مرّات؛ كلّ ذلك و أقوم إليه، فيقول اجلس حتى كان في الثالثة ضرب بيده على يدي ثمّ قال: أنت أخي و صاحبي و وارثي و وزيري
؛ اى فرزندان عبد المطلّب كدام يك از شما دست بيعت به من مىدهد، تا برادر و همدم و وارث من باشد؟ كسى قيام نكرد و جواب نداد، پس من برخاستم در حالى كه كمسنترين آن جمعيّت بودم. فرمود: بنشين.
سپس تا سه مرتبه سخنش را تكرار فرمود و در هر مرتبه تنها من برخاستم. فرمود: بنشين تا اينكه در مرتبه سوم دستش را به دست من زد و فرمود: تو برادر و همدم و وارث و وزير منى». [١]
ابن اثير نيز در الكامل مىنويسد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در «يوم الدار» خطاب به حضار به جاى «فأيّكم يبايعني» فرمود: «فأيّكم يؤازرنى؛ كدام يك از شما حاضر است كه وزير من باشد». [٢]
نظير همين تعبير را علّامه طبرسى در جوامع الجامع نيز نقل مىكند. [٣]
ثانياً: اين نكته نيز قابل ترديد نيست كه پيامبر كارى به اين اهميّت (تشكيل حكومت) را از نزد خود انجام نمىداد و به يقين بر مبناى وحى بود «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى». [٤] بنابراين بايد قبول كرد كه تشكيل حكومت با تمام شاخ و برگهايش در متن اسلام قرار داشت و بر اساس «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» [٥] بايد در هر عصر و زمان، مسلمانان به تشكيل حكومت اسلامى بپردازند و به اقامه آن همّت گمارند كه اسلام بدون حكومت درختى بىشاخ و برگ است.
٤. حكومت اسلامى بعد از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله
مىدانيم در امر خلافت و جانشينى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در ميان مسلمين اختلاف نظر است.
پيروان اهل بيت معتقد به «نصّ» مىباشند و مىگويند: يكى از كارهاى مهم پيامبر صلى الله عليه و آله تعيين خليفه و رهبر سياسى اجتماعى براى مردم پس از خود مىباشد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در فكر رهبرى سياسى- اجتماعى پس از خود نيز بود و بر اين اساس، به منظور آنكه امّت، بعد از او احساس خلأ رهبرى نكند به امر خدا در صحراى غدير خم، على عليه السلام را به رهبرى و پيشوايى مردم، معرفى كرد و آنچه از جانب خدا در ضمن دو آيه شريفه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ» [٦] و «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» [٧] بر آن حضرت نازل گشت را بر مردم ابلاغ
[١]. سنن نسائى، ج ٥، ص ١٢٦، ح ٨٤٥١.
[٢]. كامل ابن اثير، ج ٢، ص ٦٣.
[٣]. جوامع الجامع، ذيل آيه ٢١٤ سوره شعراء.
[٤]. نجم، آيات ٤- ٣.
[٥]. احزاب، آيه ٢١.
[٦]. مائده، آيه ٦٧.
[٧]. مائده، آيه ٣.