دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢ - ٣ روايات اهل بيت عليهم السلام دليل ديگرى بر انفتاح باب اجتهاد
قثم بن عباس آمده:
«أمّا بعد! فأقم للنّاس الحجّ و ذكّرهم بأيّام اللَّه و اجلس لهم العَصْرَين، فأفتِ المستفتى و علّم الجاهل و ذاكر العالم
؛ امّا بعد! مراسم حج را براى مردم اقامه كن! و ايّام اللَّه را يادآورى نما، عصرها بنشين استفتائات مردم را پاسخ بگو، ناآگاه را آگاه و تعليم ده و با علما مذاكره نما». [١]
در كلام فوق امير مؤمنان عليه السلام به قثم بن عباس دستور مىدهد هر بامداد و شامگاه نشستى داشته باشد و پاسخ استفتا كنندگان را بدهد و اين بدون ترديد غير از نقل روايت و يا قرائت آيات است. [٢]
ب) سليم بن ابى حية نقل مىكند كه در خدمت امام صادق عليه السلام بودم، وقتى خواستم از وى جدا شوم، خداحافظى كرده، عرض نمودم: دوست دارم توصيه و زاد و توشهاى (دينى و علمى) به من مرحمت فرمايى؛ حضرت فرمود:
«ائت أبان بن تغلب فإنّه قد سمع منّي حديثاً كثيراً فما روى لك فاروه عنّي
؛ نزد ابان بن تغلب برو! او از من احاديث زيادى شنيده، هر چه او براى تو نقل كند، مستقيماً از من نقل كن!».
سپس اضافه فرمود: پدرم أبو جعفر عليه السلام به او فرمود:
«اجلس في مسجد المدينة و أفتِ الناس، فإنّي أحبّ أن يُرى في شيعتي مثلك
؛ در مسجد مدينه بنشين و براى مردم (پيروان همه مذاهب) فتوا بده كه من دوست مىدارم در بين شيعيانم امثال تو ديده شوند». [٣]
روشن است سخن امام باقر عليه السلام درباره فتواست نه نقل حديث.
ج) امام علىّ بن موسى الرضا عليه السلام به راوى فرمود:
«علينا إلقاء الأصول اليكم و عليكم التفرّع
؛ بر ماست كه اصول كلى را به شما القا نماييم و استنباط فروع بر عهده شماست». [٤]
نظير روايت فوق از امام صادق عليه السلام چنين نقل شده كه به هشام بن سالم فرمود:
«إنّما علينا أن نلقي اليكم الأُصول و عليكم أن تفرّعوا
؛ آنچه بر عهده ماست القاء و تعليم اصول است و بر شماست كه فروع را از آنها استنباط نماييد». [٥]
در عوالى اللئالى آمده است كه: زرارة و أبو بصير نيز از امام باقر و امام صادق عليهما السلام مانند اين حديث را نقل كردهاند.
مرحوم علّامه مجلسى مىفرمايد: اين حديث دليل جواز استنباط احكام از عمومات است. [٦]
(١). نهج البلاغه، نامه ٦٧.
(٢). قثم بن عباس، از پيامبر روايت كرده است و به گفته ابن عبد البر از طرف على عليه السلام والى مكّه بوده است ولى دارقطنى معتقد است على عليه السلام او را والى مدينه و برادرش «معبد» را والى مكّه قرار داده است. (تهذيب التهذيب، ج ٨، ص ٣٢٤- ٣٢٣).
(٣). مستدرك الوسائل، ج ١٧، ص ٣١٥؛ رجال ابن داوود، ص ١٠، شماره ٤؛ رجال علّامه حلّى، ص ٢١؛ رجال نجاشى، ص ١٠.
حاتم رازى ابان بن تغلب را توثيق كرده است و از امام احمد نقل شده است كه از او درباره ابان پرسيدند؟ گفت: او موثّق است. ابن حبّان نيز نام او را در جمع موثّقان آورده است. (تاريخ اسماء الثقات، ص ٣٨).
(٤). بحار الأنوار، ج ٢، ص ٢٤٥.
(٥). وسائل الشيعة، ج ٢٧، ص ٦٢.
(٦). بحار الأنوار، ج ٢، ص ٢٤٥.