دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٤ - پيشگفتار
موضوعه خود اعمال مىكنند ولى آيا قوانينى كه بشر امروز در قرن بيست و يكم به آنها دست يافته است، كاملترين قوانين بوده و نياز به تغيير و اصلاح ندارند؟
قانونگذاران، خود به اين سؤال پاسخ منفى مىدهند و معتقدند كه اصولًا هيچگاه نمىتوان از قانون نهايى و كامل سخن گفت بلكه روند وضع قانون همچون ديگر تصميماتى كه انسان در زندگى خود مىگيرند، روند آزمون و خطاست يعنى انسان راههاى مختلف را مىآزمايد و پس از پى بردن به خطاى خود، آن را اصلاح مىكند سپس به آزمايش اصلاحات خود مىپردازد تا خطاهاى آن را دريابد و اين مراحل پىدرپى تكرار مىشود. بدين ترتيب بشر به عجز عقل خود از دستيابى به قانون كامل اعتراف مىكند.
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به عنوان پيامآور كاملترين دين و خاتم اديان الهى آمده است تا غل و زنجير آرا و افكار باطل را از دست و پاى بشر باز كند و به مدد وحى، عقل انسان را به سوى بهترين و كاملترين قوانين هدايت كند. چنان كه قرآن كريم در وصف پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد: « «يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ»؛ آنان را به معروف دستور مىدهد و از منكر بازمىدارد، اشياى پاكيزه را براى آنها حلال مىشمرد و ناپاكىها را تحريم مىكند و بارهاى سنگين و زنجيرهايى را كه بر آنها بود (از دوش و گردنشان) بر مىدارد». [١]
از نظر عقلى نيز كاملًا واضح است كه هيچ كس به جز خالق انسان كه به تمامى جزئيات وجود او و مبدأ و معادش آگاهى دارد نمىتواند قانون كاملى براى وى تنظيم كند كه دربردارنده سعادت دنيا و آخرت او باشد.
به عبارت ديگر عقل درك مىكند كه يك قانونگذار كامل بايد داراى خصوصياتى باشد:
١. علم وسيع و همه جانبه به انسان و ويژگىهاى جسمى و روحى او و راهى كه سعادت وى را تأمين مىكند.
٢. عدم بخل از ارائه راه سعادت به انسان.
٣. ترجيح ندادن منافع خود يا منافع فردى و گروهى و به تعبير ديگر رعايت عدالت به طور كامل.
واضح است كه اين خصوصيات به طور كامل فقط در خداوند متعال وجود دارد و لذا تنها اوست كه صلاحيت وضع قوانين ثابت و دائمى را براى انسان دارا مىباشد. چنان كه در قرآن كريم فرموده است:
«إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ». [٢]*
از اين مطلب گاهى به توحيد در تشريع تعبير مىشود.
[١]. اعراف، آيه ١٥٧.
[٢]. يوسف، آيه ٤٠.