دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨ - فصل اوّل تدوين كتاب
ويژهاى با پيامبر داشتم. حضرت آن وقت را به من اختصاص مىداد. به هر سو مىرفت، من با او مىرفتم؛ اصحاب رسول خدا مىدانستند كه پيامبر با هيچ كس ديگر اين گونه رفتار نكرد. هيچ آيهاى از قرآن بر رسول خدا نازل نمىشد، جز آنكه آن را براى من مىخواند و بر من املا مىفرمود و من نيز با خط خود آن را مىنوشتم. رسول خدا، تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عام آن آيات را نيز به من تعليم فرمود. آن حضرت از خداوند خواست كه فهم و حفظ همه اين موارد را به من عطا فرمايد و از آن هنگام كه پيامبر اين دعا را در حق من كرد، من هرگز آيهاى از كتاب خدا و دانشى را كه رسول خدا بر من املا كرد و من آن را نوشتم، فراموش نكردم ...». [١]
بنابراين، آنچه در روايات معصومين از كتابهاى امير مؤمنان عليه السلام به نامهاى جامعه، كتاب علىّ و صحيفه ياد شده است، مىتواند محصول همين مجالس ويژه درس رسول خدا صلى الله عليه و آله براى آن حضرت باشد.
نجاشى در شرح حال محمّد بن عذافر صيرفى مىنويسد، وى از پدرش نقل مىكند كه: «من همراه حكم بن عتيبه به محضر امام باقر عليه السلام رسيدم. حَكَم از امام سؤالاتى كرد و حضرت پاسخ داد، تا اينكه در مسألهاى گفتگويى پيش آمد. امام عليه السلام به فرزندش فرمود: برخيز و كتاب على عليه السلام را بياور! فرزندش برخاست و كتاب بزرگى را كه داخل پارچهاى پيچيده شده بود، حاضر كرد. امام عليه السلام به آن نگاه فرمود، تا مسأله مورد نظر را يافت، سپس فرمود:
اين كتاب، املاى رسول خدا و به خط على عليه السلام است.
آنگاه حضرت رو به حَكَم كرد و فرمود: اى أبا محمّد! تو و سلمة بن كهيل و أبو المقدام، هر جاى زمين را خواستيد، بپيماييد؛ اما به خدا سوگند! هرگز دانشى محكمتر و عالىتر از آنچه در ميان اين قوم- كه جبرئيل بر آنان فرود مىآمد- پيدا نخواهيد كرد». [٢]
همچنين كتاب ديگرى از آن حضرت به نام صحيفه وجود داشت كه مشتمل بر احكام فراوانى در قصاص و ديات بود. [٣]
بخارى نيز در صحيح خود، در باب «كتابت علم» از أبو جحيفه نقل مىكند كه گفت: «از على عليه السلام پرسيدم آيا نزد شما كتابى وجود دارد؟ پاسخ داد:
هرگز! مگر كتاب خدا، يا فهمى كه به مسلمانى (براى تشخيص احكام الهى) داده شده، يا آنچه را كه در اين صحيفه وجود دارد. گفتم: در اين صحيفه چه مسائلى وجود دارد؟
فرمود: درباره عقل، نحوه آزاد كردن اسير و اينكه مسلمان را براى كشتن كافر، به قتل
[١]. كافى، ج ١، ص ٦٤، ح ١.
[٢]. رجال نجاشى، شرح حال شماره ٩٦٦. مرحوم شيخ صدوق در كتاب امالى، مجلس ٦٦، بخشى از رواياتى كه از كتاب على است، ذكر كرده است؛ اين بخش مشتمل بر بسيارى از آداب و سنن و احكام حلال و حرام نزديك به سيصد سطر است. مرحوم صدوق اين بخش را به سندش از امام صادق عليه السلام، از پدران بزرگوارش (عليهم السلام) نقل كرده است. در پايان اين روايت، امام صادق عليه السلام فرمود: اين مجموعه از احكام از كتابى كه املاى رسول خدا و به خط على بن أبي طالب است، گرفته شده است.
[٣]. مرحوم آية اللَّه احمدى ميانجى، نامهاى مختلف اين كتاب و عناوين و محتواى آنها را جمعآورى كرده است. (مكاتيب الرسول، ج ٢، ص ٣٠٢- ٥).