دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣١ - مستحب، مندوب، تطوّع، نفل و سنّت
٤. حرمت مؤبّد و غير مؤبّد [١]: اوّلى مانند حرمت ازدواج با مادرزن است و دومى مانند حرمت ازدواج با خواهر زن مادامىكه زن اوّل در حباله نكاح او است.
اصطلاحات و اقسام استحباب:
مستحب، مندوب، تطوّع، نفل و سنّت
همه اصطلاحات فوق در عملى به كار مىرود كه رجحان دارد و شارع مقدّس بر انجام آن تشويق و آن را طلب كرده است، ولى مطلوبيّت آن در حدّ الزام نيست يعنى در حدّى نيست كه ترك عمل، گناه محسوب شود، ولى انجام آن ستودنى و در خور پاداش است. [٢]
هر كدام از اين اصطلاحات به مناسبتى اطلاق مىگردد. از آن جهت كه خداوند عمل مستحب را دوست دارد و انجام آن فضيلت دارد به آن «مستحب» مىگويند زيرا استحباب از مادّه حبّ (دوست داشتن) مشتق شده است. [٣]
و از آن جهت كه انجام آنها از مردم طلب شده و به لحاظ اهميّتى كه دارد مردم به آنها فراخوانده شدهاند، «مندوب» گويند زيرا «ندب» به معناى فراخواندن به امرى مهم است. [٤]
و از آن جهت كه اين گونه افعال به صورت داوطلبانه انجام مىشود و مكلّف در آنها مراتب بندگى و اطاعتپذيرى خويش را بهتر نشان مىدهد، به آن «تطوّع» گويند زيرا تطوّع در لغت كارى است كه در عين واجب نبودن، انسان آن را داوطلبانه و با ميل و رغبت انجام مىدهد. [٥] لذا تطوّع اخصّ از اطاعت است زيرا اطاعت افزون بر مستحب، واجب را نيز در بر مىگيرد. [٦]
و از آن جهت كه مستحبات زياده بر واجبات هستند به آن «نافله» و «نفل» گويند زيرا نفل در لغت به معناى زياده است. [٧] و از آن جهت كه انجام مستحبّات، روشى پسنديده و طريقى مطلوب و معقول است، به آن «سنّت» (به معناى روش) مىگويند. [٨]
اين نكته نيز لازم به ذكر است كه هر چند ترك مستحبّات مذمّت و گناهى ندارد ولى اگر مستحبّات
[١]. تحرير الوسيله، ج ٢، ص ٤٠١.
[٢]. كفاية الاصول، ج ١، ص ٦٣؛ الفقه الاسلامى و ادلّته، ج ١، ص ٦٨؛ الحلقة الثانية، ص ١٦- ١٥؛ الحلقة الاولى، ص ٦٩- ٦٨.
[٣]. نهاية الوصول الى علم الاصول، ج ١، ص ٩٦.
[٤]. موسوعة مصطلحات اصول الفقه، ج ٢، ص ١٥٧٤ و ج ١، ص ٧٧٨؛ نهاية الوصول الى علم الاصول، ج ١، ص ٩٦.
[٥]. الميزان، ج ٩، ص ٣٥١؛ كتاب الصلاة (آية اللَّه خويى)، ص ٥١٣.
[٦]. تبيان، ج ٢، ص ٤٤.
[٧]. مفردات راغب، مادّه «نفل»؛ حاشيه ردّ المختار على الدرّ المختار، ج ١، ص ١١١.
[٨]. معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهيّه، ج ٢، ص ٢٩٧.
(توجّه به اين نكته ضرورى است كه سنّت معانى گوناگونى دارد اين واژه در لغت به هر روش و طريقى گفته مىشود هر چند استعمال آن در روش نيكو و پسنديده غالب است ولى در اصطلاح معانى زيادى براى آن ذكر شده است: ١. كارهايى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به آنها مواظبت مىنموده است (سنن النّبى صلى الله عليه و آله). ٢. آن چه طلب غير الزامى و لكن مؤكّد داشته باشد كه در اين صورت مرادف با مستحب مؤكّد است. ٣. آنچه انجامش ثواب دارد و ترك آن ملامت و عتاب دارد، ولى عقاب ندارد. ٤. فعل و قول و تقرير پيامبر صلى الله عليه و آله (يا معصوم عليه السلام). ابن حاجب مىگويد: سنّت در عبادات همان نافله است و سنّت در ادلّه، قول و فعل و تقرير پيامبر صلى الله عليه و آله است. (معجم المصطلحات و الالفاظ الفقهيّه، ج ٢، ص ٢٩٧).