دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٦ - الف) فلسفه احكام در نگاه فقهاى اهل بيت عليهم السلام
خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»؛ جن و انس را نيافريدم جز براى اين كه مرا عبادت كنند (و از طريق عبادت به كمال مطلوب برسند)». [١] و [٢]
متكلّم و فقيه نامدار «حسن بن يوسف» معروف به «علّامه حلّى» (م ٧٢٦) بحث جامعى در ردّ نظريه اشاعره مطرح كرده و آثار منفى سخن آنها را برشمرده است كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
١. لازمه نظر آنها اين است كه خداوند كارهايش عبث و بيهوده باشد، در حالى كه خداوند مىفرمايد:
« «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ»؛ ما آسمانها و زمين و آنچه را كه در ميان اين دو است به بازى و عبث (و بىهدف) نيافريديم». [٣]
٢. لازمه نظريه آنان اين است كه مسأله بعثت انبيا به طور كلّى بىهدف باشد، و به سخن آنها اعتماد و اطمينان نشود .... (چون صدور خلاف از آنها با توجّه به نفى حسن و قبح امكانپذير است).
٣. مهمتر از همه اينكه لازمه سخن «اشاعره» اين است كه: هيچ منعى نباشد كه خداوند بزرگترين بندگان خالص و مطيع خود مانند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و امثال او را به انواع عذاب معذب نمايد، و به بزرگترين معصيت كنندگان مانند ابليس و فرعون پاداش نيك بدهد، چرا كه فرض اين است كه افعال خداوند معلل به اهداف و اغراضى نمىباشد و حسن و قبحى براى افعال او در كار نيست، و تفاوتى ميان «سيّد المرسلين صلى الله عليه و آله» و «ابليس» از نظر ثواب و عقاب وجود ندارد. [٤]
«ابن ميثم بحرانى» (م ٦٧٩) بعد از تصريح بر اين كه افعال خدا معلل به اهداف و اغراض است و هيچ فعلى از افعال الهى خالى از غرض نيست و آن غرض داعى بر آن فعل مىباشد و الّا ترجيح بلا مرجّح لازم مىآيد و آن هم محال است، به دو دليل منكران تعليل اشاره كرده و به صورت مفصل از آن دو پاسخ داده است. [٥]
علّامه مرتضى مطهرى درباره فلسفه احكام تحليل جالب و جامعى دارد، مىگويد: «قوانين اسلامى در عين اينكه آسمانى است، زمينى است.
يعنى بر اساس مصالح و مفاسد موجود در زندگى بشر است. به اين معنا كه جنبه مرموز و صد در صد مخفى و رمزى ندارد كه كسى بگويد: «حكم خدا به اين حرفها بستگى ندارد، خدا قانونى وضع كرده و خودش از رمزش آگاه است» چرا كه اسلام اساساً خودش بيان مىكند كه هرچه قانون وضع كردهام بر اساس مصالحى است كه يا به جسم شما مربوط است و يا به روح شما و يا به اخلاق و روابط اجتماعى شما و ...».
سپس مىافزايد: «احاديث كتاب «علل الشرايع» نشان مىدهد كه از صدر اسلام خود پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان اهل بيت عليهم السلام فلسفه احكام را بيان
[١]. ذاريات، آيه ٥٦.
[٢]. اللوامع الإلهيه فى مباحث الكلاميه، ص ٢٢١.
[٣]. انبياء، آيه ١٦ و دخان، آيه ٣٨.
[٤]. نهج الحق و كشف الصدق، ص ٨٩- ٩٠.
[٥]. قواعد المرام فى علم الكلام، ص ١١٠.