دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨٧ - الف) حلّ تعارض ظاهرى موجود در سيره نظرى و عملى معصومان عليهم السلام
دلالت بر اين دارد كه مسلمانان در آغاز اسلام مأمور به هجرت بودند؛ يعنى هر جا و هر موقع اسلام مىآوردند بايد به سوى مدينه حركت كنند؛ ولى در بعضى از روايات هجرت را واجب نمىدانند، حتّى اين حكم مقيّد به اين شده است كه بعد از فتح مكّه هجرتى در كار نيست.
اين دو روايت هرگز با هم منافاتى ندارند، زيرا هجرت مخصوص زمانى بود كه عدّه مسلمانان كم و پايگاه اسلام مدينه بود و مىبايست همه در آنجا اجتماع كنند تا قوّت و قدرتى حاصل شود؛ ولى بعد از فتح مكّه و سيطره اسلام بر جزيرة العرب ديگر هجرت، فلسفه خود را از دست داده بود.
٣. در حديثى مىخوانيم كه طبق فرموده پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خضاب كردن (رنگ كردن موها) براى مردان مستحبّ است؛ ولى هنگامى كه در اين باره از على عليه السلام سؤال كردند، فرمود:
«إنّما قال صلى الله عليه و آله ذلك و الدّينُ قُلّ فأمّا الآن فقد اتّسع نطاقه و ضرب بجرانه فامرؤ و ما اختار
؛ اين مربوط به زمانى است كه پيروان اسلام اندك بودهاند (و چهرههاى جوان سبب قوّت و قدرت بود) اما امروز كه اسلام گسترش يافته و نظام اسلامى استوار شده، همه در اين امر مخيّرند». [١]
٤. اختلاف در شيوه مبارزه با ستمگران كه هر يك از معصومان عليهم السلام با توجّه به شرايط زمانى و مكانى و توان رزمى طرفداران خود، «جنگ» يا «صلح و بىطرفى» را برگزيدهاند.
٥- در روايتى از امام صادق عليه السلام در پاسخ سؤالى درباره نگهدارى گوشت قربانى در منى بيش از سه روز فرمودهاند:
«لا بأس بذلك اليوم، إنّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله إنّما نهى عن ذلك أوّلًا لأنّ النّاس كانوا يومئذٍ مجهودين
؛ اين مسأله (نگهدارى گوشت قربانى در منى بيش از سه روز) در اين زمان (زمان امام صادق عليه السلام) اشكالى ندارد، و نهى رسول خدا بدين جهت بود كه مردم آن زمان در تنگى معيشت به سر مىبردند». [٢]
٦. سيره عملى رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز گاهى در زمانهاى مختلف بر حَسَب اوضاع و شرايط تغيير مىكرد؛ مثلًا آن حضرت در شرايط سالهاى آغازين بعثت، در برابر آزار مشركان، به مسلمانان اجازه برخورد قهرآميز نمىداد و فقط امر به صبر و شكيبايى مىنمود؛ ولى پس از آن در مدينه، پس از تشكيل حكومت و فراهم ساختن عِدّه و عُدّه، در برابر آزار مشركان، دفاع سرسختانه كرد و دستور به مبارزه و نبرد داد. [٣]
همچنين آن حضرت، در حالى كه در نبردهاى بدر و احد و احزاب، با دشمنان برخورد قهرآميز
[١]. نهج البلاغه، كلمات قصار، ١٧.
[٢]. وسائل الشيعة، ج ١٠، ص ١٤٩، ح ٥.
[٣]. مراحل جهاد نيز به تدريج، تشريع شد، مرحله اوّل. اذن دفاع: «أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا ...». (حج، آيه ٣٩).
مرحله دوم. عقب راندن متعرّضين به مسلمانان: «فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَ يُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ ...». (نساء، آيه ٩١).
مرحله سوم. پيكار با دشمنان نزديكتر: «... قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ ...». (توبه، آيه ١٢٣).
مرحله چهارم. جنگ تمام عيار: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ». (بقره، آيه ١٩٣).