دائرة المعارف فقه مقارن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢ - مرحله دوم دليل حجيّت دليل عقل
شرعى به جهت ضميمه كردن مقدّمات عقليّه است. [١]
در پاسخ مىتوان گفت: اوّلًا، چنانكه گذشت حجيّت دليل عقلى در صورت قطعى بودن آن است و شخصى كه قطع و يقين به چيزى دارد احتمال خلاف در آن نمىدهد؛ ولى دليل ظنى كه خطاپذير است از محل بحث خارج است و ثانياً، بسيارى از اخبارىها نيز با هم اختلاف دارند با آنكه منكر حجيّت عقل هستند و آن را در ادلّه نقليّه مطلقاً دخالت نمىدهند.
٣. ايراد ديگر ناشى از وجود روايات فراوانى است كه ظاهراً در نكوهش به كارگيرى عقل در استنباط احكام، وارد شده است اين روايات سه گروه است: [٢]
گروه اوّل: رواياتى است كه از عمل به رأى، نهى كرده است. مثلًا در روايت آمده: علامت مؤمن آن است كه دين خويش را از پروردگارش بگيرد و نه از رأى و نظر اشخاص. [٣]
و در روايت ديگر آمده: فقط رأى و نظر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حجّت است نه رأى ديگران، [٤] زيرا خداوند در آيه ١٠٥ سوره نساء فرموده: «لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ» و در حديثى ديگر وارد شده: وقتى سوره «إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ ...» نازل شد، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: «خداوند جهاد را بر مؤمنان در فتنههايى كه پس از من مىآيد واجب كرده است ... آنان در برابر بدعتهايى در دين- هنگامى كه مردم به آراى خود عمل كنند- جهاد مىكنند». [٥]
گروه دوم: رواياتى است كه درك حقايق قرآن و احكام را ظاهراً براى عقل غير ممكن مىشمارد.
عبد الرحمن بن حجاج مىگويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«ليس شيءٌ ابعدُ من عقول الرّجال عن القرآن». [٦]
گروه سوم: رواياتى است كه منحصراً كتاب و سنّت را حجّت مىداند. [٧]
(انّ لِلَّهِ على النّاس حُجّتين، حجّة ظاهرة و حجّة باطنة ... و امّا الباطنة فالعقول)
. [٨] و عقل سرمايه عبادت و راه به دست آوردن بهشت
(العقلُ ما عُبِد به الرّحمن و اكتُسبَ به الجنان) [٩]
و راهنماى مؤمن
(العقلُ دليلُ المؤمن) [١٠]
و محبوبترين مخلوق خدا و به وديعت نهاده شده در محبوبترين انسانها نزد خدا
(لمّا خلق اللَّه العقل ...
قال: و عزّتي و جلالى ما خلقتُ خلقاً هو احبُّ الىّ منك و لا اكملتُك إلّا فيمن احبُّ) [١١]
، شمرده شده است. ثانياً: حجيّت عقل در اصول دين قطعاً مورد انكار
[١]. الفوائد المدنيه، ص ٤٨.
[٢]. انوار الاصول، ج ٢، ص ٢٧٥.
[٣]. «انَّ المؤمن اخذ دينه عن ربّه و لم يأخذه عن رأيه». وسائل الشيعة، ج ١٨، باب ٦ از ابواب صفات القاضى، ح ٢١، همچنين به حديث ١٤ نگاه شود.
[٤]. همان مدرك، ح ٢٨.
[٥]. همان مدرك، باب ٦، ح ٥٠.
[٦]. همان مدرك، ب ١٣، ح ٦٩ و ر. ك: ح ٧٣ و ٧٤.
[٧]. همان مدرك، ب ١٠، ح ٢٢ و ب ١١، ح ٣٢ و ب ٦، ح ٧.
[٨]. كافى، ج ١، باب عقل و جهل، ح ١٢.
[٩]. همان مدرك، ح ٣.
[١٠]. همان مدرك، ح ٢٤.
[١١]. همان مدرك، ح ١.